كتابهای زبانشناسی؛ زبان اصلی یا ترجمه؟
در سالهای اخیر، ترجمه كتابهای زبانشناسی روند رو به رشدی داشته است اما به دلیل پیشرفت سریع علم زبانشناسی و نظریههای جدید، همه كتابهای این رشته به سرعت ترجمه نمیشوند. با اینحال در این سالها، شاهد رشد كتابهای ترجمه شده در بازار كتاب هستیم.
سوالی كه مطرح میشود این است كه آیا این كتابهای ترجمه با اقبال عمومی روبهرو شدهاند؟
رشته زبانشناسی در ایران تنها از مقطع كارشناسی ارشد تدریس میشود (چند سال این رشته در مقطع کارشناسی هم تدریس میشود) و دانشجویانی كه وارد این رشته میشوند، اكثرشان فارغالتحصیل رشتههای مترحمی زبان یا ادبیات انگلیسی هستند. البته این رشته مورد علاقه فارغالتحصیلان دیگر نیز هست، از جمله رشتههای ادبیات فارسی، هنر و مهندسی. مسلماً این افراد تسلط زبانیشان در حد گروه پیشین نیست، ولی قطعاً از دانش انگلیسی بالایی برخوردارند كه زحمت مطالعه این رشته را به خود دادهاند. از سویی دیگر، زبانشناسی، علم مطالعه زبان است و آنان كه به زبان قدری اهمیت میدهند، علاقهمند و پیگیر مباحث زبانشناسی هستند و انتظار نابهحایی از عموم مردم است كه زبان انگلیسی بدانند و بخوانند.
حال، آیا افرادی كه به زبان تسلط دارند، از كتابهای ترجمه استقبال میكنند یا این كتابها فقط مورد استفاده كسانی است كه تسلط كامل به انگلیسی ندارند؟
احسان شفیعی، دانشجوی زبانشناسی دانشگاه تهران ترجیح میدهد كتاب را به زبان انگلیسی مطالعه کند. او میگوید: تجربه به من ثابت كرده كه خواندن متن اصلی كتابهای زبانشناسی به مراتب راحتتر و مفیدتر است، چون شاخههای جدیدتر این علم هنوز برای ما بومی نشدهاند و به همین دلیل، هم معادلهای اصطلاحات به فارسی و هم فضای كلی اثر در ترجمه كاملاً قابل درك نیست. از طرفی اصطلاحات انگلیسی زبانشناسی معمولا بسیار سیال و فراگیر و دارای ریشههای قابل ردیابیاند كه در ترجمه این خاصیت از بین میرود.
سلیمه زمانی كه اكنون دانشجوی زبانشناسی دانشگاه علوم و تحقیقات تهران است و مدرك كارشناسی خود را در رشته مهندسی رایانه گرفته، ترجیح میدهد كتابهایی كه زبان سادهای دارند را به زبان انگلیسی بخواند ولی اگر زبان كتاب را به راحتی متوجه نشود، حتما به دنبال ترجمهاش میرود.
فرزانه عطابخش، فارغالتحصیل زبانشناسی، علت استفاده دانشجویان یا فارغالتحصیلان از كتابهای ترجمه شده را تنها در پایین بودن دانش انگلیسی آنها میداند و بر این اعتقاد است كه به جای خواندن ترجمهها، بهتر است همه سواد انگلیسی خود را ارتقا دهند.
دكتر ارسلان گلفام، عضو هیات علمی گروه زبانشناسی دانشگاه تربیت مدرس و از مولفان و مترجمان كتابهای زیانشناسی، در پاسخ به این سوال كه «آیا به دانشجویان خود كتابهای ترجمه را پیشنهاد میكند یا اصل كتابها به زبان انگلیسی را؟»، میگوید: این موضوع به موفقیت مترجم در ترجمه آن کتاب بستگی دارد. اگر برابرها دقیق استفاده شده و متن روان باشد، قطعاً من ترجمه را پیشنهاد میكنم.
دكتر علی رحیمی، استاد دانشگاه و مترجم برخی كتابهای زبان و زبانشناسی نیز تا حدودی با دكتر گلفام همعقیده است و میگوید: اگر زبان ترجمه روان باشد و معادلها درست انتخاب شود، برای كسانی كه زبان خارجی نمیدانند، قابل فهم خواهد بود. حتی برای افرادی كه مسلط هم هستند نیز كاربرد دارد، اما فكر میكنم افرادی كه حتی تسلط كمتری هم به زبان دارند، بهتر است از كتابهای انگلیسی استفاده كنند، هرچند در ابتدا این امر كمی مشكل است.
به اعتقاد شعبان آزادی، فارغالتحصیل زبانشناسی، مترجم و پژوهشگر، کتابهایی که توسط استادان فن و رشته، ترجمه شده باشد، بسیار جالب و خواندنی است. این مساله در تمامی رشتهها صدق میکند. کتاب با کیفیت را همه میپسندند، میخوانند و لذت میبرند، اما اگر چنین کتابهایی توسط کسانی که با دانش زبانشناسی آشنایی ندارند، ترجمه شده باشد، مسلماً ارزش خواندن ندارد.
او میگوید: البته خواندن این کتابها به انگلیسی هم محاسن خود را دارد. دانشجویان نه نتها با اصطلاحات این رشته به زبان اصلی آشنا میشوند، بلکه این کار موجب تقویت زبان آنها نیز میشود. به علاوه، چنانچه بخواهند برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری به یکی از کشورهای انگلیسی زبان بروند، در آن صورت مشکل کمتری خواهند داشت. به هر صورت هر دو زبان را باید بخوانند. البته هر دانشگاهی سیاستهای خاص خودش را دارد. در برخی دانشگاهها، تمامی منابع رشته زبانشناسی به انگلیسی است اما در برخی دیگر به فارسی.
وی میافزاید: به اعتقاد من، خواندن کتابهای درسی و غیر درسی در این رشته و هر رشته دیگر به هر دو زبان، لازم است، به شرط آن که ترجمه آن با کیفیت مطلوب و توسط متخصصان این رشته صورت گرفته باشد.
چرا انگلیسی؟
واقعا جای ترجمه كجاست؟ چرا ترجیح بر این است كه زبان مطالعه، انگلیسی باشد؟ برای ما كه در فكر پاسداری از زبان فارسی هستیم، آیا نباید به ترجمه آنچنان اهمیت داده شود كه همه به دنبال كتابها به زبان فارسی باشند. پس علت چیست؟ دانش مترجمان پایین است و زبان كتاب شیوا نیست یا این امر به درستی در بین زباندانان، فرهنگسازی نشده است؟ شاید هم مشكل اصلی، رشته زبانشناسی است كه به خاطر پیشرفت سریع آن، فرصتی برای جا افتادن معادلها در ذهن دانشجویان و فارغالتحصیلان نمانده است!؟
باید فكری كرد
اگر بخواهیم به راهكاری در این زمینه بیندیشیم، میتوان گفت فارغالتحصیلان میتوانند با اصطلاحات فارسی این رشته بیشتر آشنا شوند و استادان هم میتوانند كلاسهای نیمه انگلیسی را به تمام فارسی هدایت كنند. ضمن این كه مترجمان میتوانند زبان نگارش را سادهتر كنند.
تمامی این موارد، این امكان را فراهم میكند كه متنهای انگلیسی زبانشناسی به نحوی صحیح به زبان فارسی برگردانده شود تا برای دانشجویان و علاقهمندان این رشته قابل اعتماد باشد.
ناشران هم میتوانند از ترجمه كتابهای زبانشناسی بیشتر حمایت كنند.
سوالی كه مطرح میشود این است كه آیا این كتابهای ترجمه با اقبال عمومی روبهرو شدهاند؟
رشته زبانشناسی در ایران تنها از مقطع كارشناسی ارشد تدریس میشود (چند سال این رشته در مقطع کارشناسی هم تدریس میشود) و دانشجویانی كه وارد این رشته میشوند، اكثرشان فارغالتحصیل رشتههای مترحمی زبان یا ادبیات انگلیسی هستند. البته این رشته مورد علاقه فارغالتحصیلان دیگر نیز هست، از جمله رشتههای ادبیات فارسی، هنر و مهندسی. مسلماً این افراد تسلط زبانیشان در حد گروه پیشین نیست، ولی قطعاً از دانش انگلیسی بالایی برخوردارند كه زحمت مطالعه این رشته را به خود دادهاند. از سویی دیگر، زبانشناسی، علم مطالعه زبان است و آنان كه به زبان قدری اهمیت میدهند، علاقهمند و پیگیر مباحث زبانشناسی هستند و انتظار نابهحایی از عموم مردم است كه زبان انگلیسی بدانند و بخوانند.
حال، آیا افرادی كه به زبان تسلط دارند، از كتابهای ترجمه استقبال میكنند یا این كتابها فقط مورد استفاده كسانی است كه تسلط كامل به انگلیسی ندارند؟
احسان شفیعی، دانشجوی زبانشناسی دانشگاه تهران ترجیح میدهد كتاب را به زبان انگلیسی مطالعه کند. او میگوید: تجربه به من ثابت كرده كه خواندن متن اصلی كتابهای زبانشناسی به مراتب راحتتر و مفیدتر است، چون شاخههای جدیدتر این علم هنوز برای ما بومی نشدهاند و به همین دلیل، هم معادلهای اصطلاحات به فارسی و هم فضای كلی اثر در ترجمه كاملاً قابل درك نیست. از طرفی اصطلاحات انگلیسی زبانشناسی معمولا بسیار سیال و فراگیر و دارای ریشههای قابل ردیابیاند كه در ترجمه این خاصیت از بین میرود.
سلیمه زمانی كه اكنون دانشجوی زبانشناسی دانشگاه علوم و تحقیقات تهران است و مدرك كارشناسی خود را در رشته مهندسی رایانه گرفته، ترجیح میدهد كتابهایی كه زبان سادهای دارند را به زبان انگلیسی بخواند ولی اگر زبان كتاب را به راحتی متوجه نشود، حتما به دنبال ترجمهاش میرود.
فرزانه عطابخش، فارغالتحصیل زبانشناسی، علت استفاده دانشجویان یا فارغالتحصیلان از كتابهای ترجمه شده را تنها در پایین بودن دانش انگلیسی آنها میداند و بر این اعتقاد است كه به جای خواندن ترجمهها، بهتر است همه سواد انگلیسی خود را ارتقا دهند.
دكتر ارسلان گلفام، عضو هیات علمی گروه زبانشناسی دانشگاه تربیت مدرس و از مولفان و مترجمان كتابهای زیانشناسی، در پاسخ به این سوال كه «آیا به دانشجویان خود كتابهای ترجمه را پیشنهاد میكند یا اصل كتابها به زبان انگلیسی را؟»، میگوید: این موضوع به موفقیت مترجم در ترجمه آن کتاب بستگی دارد. اگر برابرها دقیق استفاده شده و متن روان باشد، قطعاً من ترجمه را پیشنهاد میكنم.
دكتر علی رحیمی، استاد دانشگاه و مترجم برخی كتابهای زبان و زبانشناسی نیز تا حدودی با دكتر گلفام همعقیده است و میگوید: اگر زبان ترجمه روان باشد و معادلها درست انتخاب شود، برای كسانی كه زبان خارجی نمیدانند، قابل فهم خواهد بود. حتی برای افرادی كه مسلط هم هستند نیز كاربرد دارد، اما فكر میكنم افرادی كه حتی تسلط كمتری هم به زبان دارند، بهتر است از كتابهای انگلیسی استفاده كنند، هرچند در ابتدا این امر كمی مشكل است.
به اعتقاد شعبان آزادی، فارغالتحصیل زبانشناسی، مترجم و پژوهشگر، کتابهایی که توسط استادان فن و رشته، ترجمه شده باشد، بسیار جالب و خواندنی است. این مساله در تمامی رشتهها صدق میکند. کتاب با کیفیت را همه میپسندند، میخوانند و لذت میبرند، اما اگر چنین کتابهایی توسط کسانی که با دانش زبانشناسی آشنایی ندارند، ترجمه شده باشد، مسلماً ارزش خواندن ندارد.
او میگوید: البته خواندن این کتابها به انگلیسی هم محاسن خود را دارد. دانشجویان نه نتها با اصطلاحات این رشته به زبان اصلی آشنا میشوند، بلکه این کار موجب تقویت زبان آنها نیز میشود. به علاوه، چنانچه بخواهند برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری به یکی از کشورهای انگلیسی زبان بروند، در آن صورت مشکل کمتری خواهند داشت. به هر صورت هر دو زبان را باید بخوانند. البته هر دانشگاهی سیاستهای خاص خودش را دارد. در برخی دانشگاهها، تمامی منابع رشته زبانشناسی به انگلیسی است اما در برخی دیگر به فارسی.
وی میافزاید: به اعتقاد من، خواندن کتابهای درسی و غیر درسی در این رشته و هر رشته دیگر به هر دو زبان، لازم است، به شرط آن که ترجمه آن با کیفیت مطلوب و توسط متخصصان این رشته صورت گرفته باشد.
چرا انگلیسی؟
واقعا جای ترجمه كجاست؟ چرا ترجیح بر این است كه زبان مطالعه، انگلیسی باشد؟ برای ما كه در فكر پاسداری از زبان فارسی هستیم، آیا نباید به ترجمه آنچنان اهمیت داده شود كه همه به دنبال كتابها به زبان فارسی باشند. پس علت چیست؟ دانش مترجمان پایین است و زبان كتاب شیوا نیست یا این امر به درستی در بین زباندانان، فرهنگسازی نشده است؟ شاید هم مشكل اصلی، رشته زبانشناسی است كه به خاطر پیشرفت سریع آن، فرصتی برای جا افتادن معادلها در ذهن دانشجویان و فارغالتحصیلان نمانده است!؟
باید فكری كرد
اگر بخواهیم به راهكاری در این زمینه بیندیشیم، میتوان گفت فارغالتحصیلان میتوانند با اصطلاحات فارسی این رشته بیشتر آشنا شوند و استادان هم میتوانند كلاسهای نیمه انگلیسی را به تمام فارسی هدایت كنند. ضمن این كه مترجمان میتوانند زبان نگارش را سادهتر كنند.
تمامی این موارد، این امكان را فراهم میكند كه متنهای انگلیسی زبانشناسی به نحوی صحیح به زبان فارسی برگردانده شود تا برای دانشجویان و علاقهمندان این رشته قابل اعتماد باشد.
ناشران هم میتوانند از ترجمه كتابهای زبانشناسی بیشتر حمایت كنند.
برگرفته از ایبنا
+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 17:55 توسط سید محمد مهدی مقدس
|
(عکس وبلاگ: لوگوی زبانشناسی)