مطلبی کوتاه در مورد گفتار درمانی
در این روزها که فصل بازگشایی دانشگاهها رسیده و شاید خیلیها وقت و حوصله دیدن وبلاگ رو ندارند، توجه شما رو به نوشتهای جلب میکنم که یکی از دوستان وبلاگ برای بنده فرستادند. این مطلب نوشته یکی از دانشجویان زبانشناسی هست که با توجه به مدرک کارشناسی خودشون در حوزه گفتار درمانی کار میکنند.
به فکر افتادم از یک زاویه ی دیگر توجه دوستان عزیزم رو به رشته ی زبان شناسی جلب نمایم.گفته شد که زبان شناس نمی تواند گفتاردرمانی کند ،درست،ولی بهتراست مطلب کوتاه زیر رو بخوانید. حرف هایی که به نظرم گفتنشون خالی از لطف نیست.
یک گفتاردرمان برای ارائه ی راهکارهای درمانی مناسب، نیازمند داشتن علم کافی در زمینه ی صورت طبیعی و هنجار مورد مختل شده است. به عبارتی دیگر آسیب شناس گفتار و زبان می بایست در ابتدا ویژگی های یک گفتار طبیعی را بداند و سپس اقدام به درمان نماید. آسیب شناس گفتار و زبان از دو جنبه گفتار را مورد ارزیابی قرار می دهد یکی گفتار که شامل ویژگی های کیفی صوت و... می باشد و دیگری زبان که شامل سطوح مختلفی می باشد.
حال باید دانست که علم زبان شناسی چه کمکی به آسیب شناسان گفتار و زبان می نماید. گفتاردرمان نیازمند کسب دانش در زمینه های مختلف زبان به صورت جزئی می باشد که در حیطه ی کاری زبان شناسان می باشد.به طور مثال دانستن جزئیات ساخت های نحوی کودکان در سنین مختلف مهم و ضروری است. تعداد این قبیل موارد زیاد است که هر کدام می تواند موضوع یک پایان نامه باشد و جای خالیشان در حوزه ی کار آسیب شناسان گفتار و زبان ،پررنگ. زبان شناسان بهترین افرادی هستند که میتوانند علمی ترین تحقیقات را در حوزه ی زبان شناسی بالینی انجام دهند تا متخصصین گفتار و زبان در درمان آنها را اجرایی نمایند.
من معتقدم یک زبانشناس می تواند یک عضو تیم درمانی شود و به پژوهشهای مفیدی در زمینهی زبان بپردازد. باشد که گره گشا شود که همان طور که همه می دانیم دستهایی که به دیگران کمک می کنند در درگاه خدا پاکتر و مقدستر از دستانی هستند که به سور آسمان دعا میکنند.



اطرافيانشان به آن تکلم مي کنند. اما در يک مطالعه جديد اين ايده مطرح شده است که احتمالا تفاوتهاي ژنتيکي زمينه را براي نوع زباني که يک فرهنگ خاص به وجود مي آورد، فراهم مي کند. 


(عکس وبلاگ: لوگوی زبانشناسی)