سالی که گذشت...
توی این چند روز مدام داشتم به این فکر میکردم که یه مطلبی در مورد سال گذشته بنویسم اما هر چی فکر کردم چیز خاصی به نظرم نیومد. دوست نداشتم مطالب تکراری بگم اما آخرش باز هم در دور تکرار گذشتهها میافتیم.
در این سال خیلی از شما بیش از حدی که لیاقتش رو داشتم به من لطف داشتید. من هیچ کاری نکردم مگر اینکه کاری رو ادامه دادم که آقای بنادکی بنیان اون رو گذاشت. امیدوارم از من راضی باشید.
حالا خیلی از شماها رو میشناسم و خیلی از کسانی رو که دیگه اصلا به این وبلاگ نمییاند. فکر کنم گاهی بعضیها به خاطر حرفهایی که گفتم از من ناراحت شده باشند؛ و یا ممکنه سوء تفاهمی پیش اومده باشه؛ و یا اینکه شاید قولی به فردی داده باشم اما اون رو فراموش کرده باشم.
از همه شما تقاضا دارم اگر دلخوریای از بنده دارید، در آستانه سال نو من رو ببخشید تا با وجدانی آسوده نوروز 92 رو شروع کنم. اگر هم هر انتقاد و پیشنهادی برای بهتر شدن وبلاگ دارید حتما با من در میون بگذارید. اگر توانش رو داشته باشم، به این پیشنهادها عمل میکنم و اگر هم نه، دلیل خودم رو میارم. من در تمام تعطیلات تهران هستم و اگر کمکی ازم بربیاد در حد توانم کمک خوام کرد.
(عکس وبلاگ: لوگوی زبانشناسی)