بدون شک، باید گفت که منطقه بوسنی بعنوان «دروازه» اصلی ورود واژه‌های فارسی به بالکان بوده و بهمین دلیل زبان مسلمانان بوسنیایی بیش از هر زبان دیگری تحت تاثیر زبان‌های شرفی قرار گرفته است.

حال این سوال مطرح می‌شود که مبدا و منشاء کلمات و واژه‌های بیگانه در زبان یک ملت که مسافت بسیار زیادی از زبان مادری وازگان یادشده دارند از کجا است؟ در این مورد منظور نفوذ زبان فارسی بر زبان صرب و کرواتی را نباید نادیده گرفت.

البته تاثیرات مذهبی بر هر زبان امری اجتناب‌ناپذیر و مهم است که باید به آن توجه کرد، اما این باور وجود دارد که نظامیان و بازرگانان از دوره باستان مهم‌ترین عامل‌های انتقال بسیاری از تاثیرات معنوی و زبانی بوده‌اند.

در این رابطه، فتوحات عثمانی و گسترش اسلام در بین اقوام اسلاو جنوبی از عوامل اصلی این تاثیرات بشمار می‌آیند، ولی منابع ادبی و آموزش‌های دینی نیز نقش مهمی در گسترش واژه‌های فارسی در منطقه بالکان داشتند.

تا قرن نوزدهم بیش از ۱۵۰ مدرسه مذهبی در منطقه بالکان غربی وجود داشته و در اواسط این قرن ۴۴ مدرسه در ولایت بوسنی دایر بوده که ۹ مدرسه آن در شهر سارایوو قرار داشته است.

در اکثر مدارس، مکتب خانه و رشدیه‌ها علاوه بر آموزش زبان‌های عربی و ترکی و زبان فارسی، آثار گوناگون ادبی فارسی بعنوان کتاب‌های درسی در این مدارس مورد استفاده قرار می‌گرفت که «پندی عطار»، «گلستان» و «تعلیمی فارسی» (۲) نمونه‌ای از این آثار‌ها است.

بر اساس مصوبه وزارت آموزش و پرورش به مورخ ۳۱/مارس/ ۱۹۳۵میلادی، مدرسه عالی الهیات اسلامی در سارایوو تاسیس گردید.

برنامه درسی این مدرسه شامل سه مقوله حقوق اسلامی، نظام الهیاتی و زبان بودند؛ و علاوه بر زبان‌های عربی و ترکی، زبان فارسی نیز در این آموزشگاه تدریس می‌شده است. (۳)

در بایگانی و موزه‌های یوگسلاوی سابق کتاب‌های درسی و دیگر کتاب و آثار خطی به زبان فارسی نگهداری می‌شوند.

برای نمونه نزدیک به ۲۰۰ نسخه خطی به زبان‌های شرقی از جمله زبان فارسی تنها در شهر «پریزرن» در کوزوو وجود دارد.

وجود بسیاری از آثار ادبا و شعرا به زبان فارسی، بهترین گواه بر حضور گسترده زبان فارسی در این منطقه است.

«محمد آرشی می‌نار‌زاده» عالم و شاعر قرن شانزدهم شهرت بسیار داشت و در اواسط قرن شانزدهم «احمد سودی افندی» بهترین مفسر آثار ادبی کلاسیک فارسی در آن زمان بود که آثاری ادبی بسیار غنی و پر محنوا را همچون: مثنوی رومی، گلستان و بوستان سعدی و دیوان حافظ بخوبی متوجه و تفسیر کرده بود.

«درویش پاشا بایزداگیچ» شاعری مشهور و بزرگ از شهر «موستار» در بوسنی و هرزگوین از شاعران بزرگ و مشهور آن زمان بود که دیوان خود را به فارسی نوشته است.

«رشید بوساناتس» از «سارایوو» نیز از جمله شاعران مشهور از اواسط قرن ۱۷ میلادی است که در بین شاعران و علاقمندان به شعر و ادبیات آوازه بسیار خوبی در آن زمان داشت.

بوساناتس بر زبان‌های عربی، ترکی و فارسی تسلط خوبی داشت و دیوان اشعارش سند محکمی بر وجود تاثیر زبان فارسی در این منطقه است.

از میان ادبای نامداری که آثارش را به زبان فارسی نوشته شده است، می‌توان به شیخ «فوزییا بلاگایاتس» (یا فوزییا بوساناتس) اشاره کرد که معروف‌ترین آثارش کتاب «بل بلستان» به زبان فارسی است.

برخی از شعرا همچون «جوات سلیمان پاشیچ» که اشعارش از دیوان حافظ نشعت گرفته، کتاب شعر خود را در سال ۱۹۲۸ میلادی در سارایوو به چاپ رسانده است. (۴)

پس باید گفت که این میراث غنی زبان و فرهنگ پارسی تاییدی بر وجود عناصر مشترک لغوی در زبان‌های صرب و کرواتی با زبان پارسی است.

این امکان وجود دارد که برخی از عناصر لغوی یاد شده برای نسل جدید که زبان

مادریشان صربی یا بوسنایی است، مشخص نباشد و دلیل آن ممکن است عدم آشنایی به انقلاب زبان‌شناسی در طی ۲۰۰ سال گذشته باشد که تغییر و تحول زیادی بر زبان گذاشته است.

شکل ساختار فرهنگ لغتی در آثار ادبی قوم صرب که از زبان فارسی به ارث رسیده است، بخصوص در داستان‌ها، اشعار و ضرب المثل‌ها که اساسا در لهجه داستان سرایان محلی ثبت شده‌اند، بوضوح حس می‌شود. (۵)

زبان‌شناسان اروپایی و اسلوونیایی در پژوهش‌های زبان‌های شرقی در بالکان از آن تحت عنوان «ترکیسم» نام می‌برند. با توجه به اینکه قوم ارمنی قرن‌های متمادی است در مجاورت اقوام ایرانی و ترک (قرن‌ها با قوم صرب در دوره امپراتوری عثمانی) هم زیستی داشتند، زبان ارمنی نیز تحت تاثیر مستقیم زبان‌های فارسی و ترکی قرار گرفته است. البته بیشترین واژه‌های بیگانه در زبان ارمنی از زبان فارسی اقتباس گرفته شده، ولی با این حال کلمات اقتباسی ترکی بیشتر در لهجه‌های زبان ارمنی حضور دارند که تعداد آن‌ها به چهار هزار واژه می‌رسد. (۶)

ولی با مطالعه کلمات اقتباسی فارسی در زبان عامیانه ارمنی به این نتیجه می‌رسیم که اغلب واژگان یادشده دارای جانشین و معادل خود در زبان ارمنی هستند، اما این مسله در ارتباط با واقیعت لغوی زبان صرب و کرواتی متوجه می‌شویم که بسیاری از این واژه‌های فارسی‌الاصل فاقد معادل صربی – کرواتی هستند.

برغم اینکه بسیاری از زبان‌شناسان به پاکسازی زبان و بکارگیری حداقل کلمات اقتباسی حتی در محافل زبان‌شناسی صربی تاکید دارند، ولی باید گفت که برای یافتن معادلات مناسب با واژه‌های یاد شده مدت زمان زیادی نیاز است.

امروز واژه‌های فارسی‌الاصل بسیاری وجود دارند که فاقد معادل صربی هستند برای نمونه می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود: čarapa، česma، šećer، čekić، ćela، lala، jasmin، leš، pamuk، kesa، sanduk، این واژه‌های شرقی در واقع کلمات روزمره در زبان صربی هستند.

۲. زبان‌های مشابه ژنتیکی

زبان به عنوان شاخص اصلی قومی، می‌تواند بیان کننده جزییات تکوین قومیت یک ملت باشد. براساس برخی از ارزیابی‌ها، امروزه در جهان ۳ هزار زبان وجود دارد و بر اساس برآوردهای دیگر نزدیک به ۵۰۰۰ زبان در جهان وجود دارد، با این حال نمی‌توان بطور دقیق تعداد زبان‌های مختلف در جهان را مشخص کرد. (۷)

برای مشخص و تصور کردن یک زبان خاص، معیار خاصی و جامعی وجود ندارد و این امر بیشتر بخاطر وجود پدیده‌های مختلف از جمله تحولات زمانی، مکانی، ساختاری و استعمالی است.

آن دسته زبان‌هایی که دارای تشابهات در ساختار ادبی و فونتیکی هستند، نمی‌توان توضیح داد که این تشابهات آیا اقتباسی، اتفاقی است و یا ویژگی عمومی همه زبان‌ها است. (۸)

البته در اینجا باید به این موضع اشاره کرد که در واقع همه زبان‌های مشابه یک پدیده ژنتیکی دارند.

در واقع باید گفت که این زبان‌ها اصالتا بعنوان یک خانواده زبانی از یک ریشه سرچشمه می‌گیرند.

بنابراین، زبان‌های مشابه می‌توانند به مروز زمان نسبت به یکدیگر غیرقابل فهم شوند که در این مورد می‌توان به زبان پهلوی (پارسی میانه) اشاره کرد که دارای واژه‌هایی شبیه آن در زبان‌های اسلاو باستان بوده است که از نقطه نظر آوایی در زبان فارسی نوین دستخوش تغییر و تحول شده، ولی در زبان صربی محفوظ مانده‌اند.

مثال:

بنابراین زبان‌های صرب و کرواتی و فارسی از نظر ژنتیکی مشابه یا هم خانواده هستند.

۲-۱. فارسی و صربی بعنوان زبان‌های هم ریشه

تشابهات و هم‌ریشگی دو زبان فارسی و صرب و کرواتی را می‌توان حداقل در دو مقوله مورد بحث قرار داد:

الف) تشابهات اساسی که مربوط به ریشه «مادری» هند و اروپایی است.

ب) از لحاظ لغوی بسیاری واژه‌های فارسی از طریق زبان ترکی وارد زبان صرب و کرواتی شده‌اند. برای نمونه:

papuče (پاپوش)، taze (تازه)، turšija (ترشی)، pišmaniti (پشیمانی)، bakšiš (بخشش)، džigerica (جگر).

می‌توان در این زمینه نیز به مساله تاریخی بعنوان قوی‌ترین ارتباط بین دو زبان فارسی و صرب و کرواتی که نتیجه گسترش امپراطوری عثمانیان در شبه جزیره بالکان است، اشاره کرد.

درواقع، ارتباط میان دو زبان فارسی و صرب و کرواتی را می‌توان به دو زیر مجموعه تفکیک کرد: کلماتی که به واسطه حضور ترک‌ها به زبان صرب و کرواتی آورده شدند و دوم اینکه کلماتی که ریشه آن هندو اروپایی بوده است. برای این دسته از واژه‌های مشابه می‌توان به صراحت گفت که این کلمات مشابه پیش از حضور ترک‌های عثمانی در این منطقه در زبان صرب و کرواتی وجود داشته‌اند.

در اینجا بطور اجمال می‌توانیم دو یا سه سطح تشابه یا ارتباط را میان زبان‌های فارسی و صرب و کرواتی مورد بررسی قرار دهیم.

۲-۲. تشابهات در مقایسه با زبان اولیه و مادری

این تشابهات در برگیرنده فرهنگ لغوی، دستور زبان و ساختار فونتیکی و زمان است. (۹)

۲-۲-۱. فرهنگ لغوی اساسی

اصولا این گروه شامل واژگان زبان هندو اروپایی می‌شود، و واژه‌ها در ارتباط با خانواده، طبیعت، بروز حوادث طبیعی، اعضای بدن و موارد مشابه محصور هستند. (۱۰)

این تشابه شامل برخی رقم‌ها نیز می‌شود:

همچنین بسیاری از فعل‌های زبان فارسی و صرب و کرواتی جزء این گروه هستند که واژگان اساسی زبان مادری بشمار می‌آیند و اکنون نیز در هر دو زبان جایگاه خود را حفظ کرده‌اند.

۳. زبان ترکی و نقش آن در رشد واژگان زبان صرب و کرواتی

فرهنگ لغوی، ارائه دهنده بیشترین منابع برای مطالعه ریشه یک قوم و تاریخ آن است که امری طبیعی است، زیرا کلمات و واژه‌ها در فرهنگ لغت هر زبانی وجود دارند که در دوره‌ها و از راههای متفاوت وارد زبان شده‌اند. این لغت‌ها بیانگر تاثیر و تبادل بین فرهنگ‌های گوناگون است.

جذابیت شعر و ادبیات فارسی و اندیشه‌های متعالی عرفانی و صوفیانه ایرانی عوامل اصلی گسترش زبان فارسی نه تنها در ترکیه بلکه در بالکان نیز هستند.

در واقع بسیاری از واژگان فارسی از این طریق یعنی از طرق ادبیات و یا مستقیما از طریق زبان ترکی و نظام آموزشی و اداری ترکی وارد شده‌اند. ورود عناصر شرقی در فرهنگ و زبان اسلاو‌های جنوبی و همچنین سایر اقوام بالکانی، موجبات برخورداری منطقه بالکان از جایگاه جغرافیایی مهم بعنوان راه ارتباطی بین اروپا و آسیا گردید. این عناصر در همه شاخه‌های زندگی قومی وجود دارد، بنابراین، بخشی از واژگان اقتباسی را بصورت یک مجموعه درآوردیم که از نظر ما نشان دهنده زندگی مردمی و حضور گسترده واژه‌های فارسی در آن است.

۳-۱. اسامی گل و گیاهان

بسیاری از اسامی شرقی مربوط به گل، گیاه، نوشابه و عذا به واسطه ترک‌ها و زبان ترکی وارد زبان صرب و کرواتی شدند.

علاوه بر اسامی عربی و ترکی، اسامی و نام‌های فارسی نیز در این مجموعه وجود دارند.

۳-۲. اصطلاحات دینی و عرفانی

آن دسته از اسلاوهای جنوبی که تخت تاثیر موقعیت‌های جدید به اسلام گرویدند، نحوه زندگی کردن به گونه شرقی‌ها را انتخاب کردند.

آن‌ها بدین‌ترتیب با واسطه‌هایی برای توسعه و گسترش عناصر زندگی شرقی، برخی از اصطلاحات فارسی‌الاصل دینی و عرفانی را نیز پذیرفتند.

۳-۳. اصطلاحات کشوری، اداری و نظامی

البته ترک‌های عثمانی بسیاری از واژه‌ها، نام عنوان‌ها و مقام‌ها در زبان فارسی را به زبان اسلاوهای جنوبی وارد کردند.

۳-۴. اصطلاحات بازرگانی و صنعتی

ترک‌ها نقش مهمی را در گسترش صنعت شرقی داشتند. در میان اصطلاحات تجاری و صنعتی کلماتی وجود دارند که فارسی هستند.

۳-۵. اسامی آلات موسیقی

برغم اینکه منابع کتبی گسترش موسیقی در بین اسلاوهای جنوبی را مدیون رومیان می‌دانند اما بسیاری از اسامی آلات موسیقی که امروزه نیز در محافل موسیقی استفاده می‌شود، کلمات فارسی هستند.

۳-۶. نام و اسامی وسایل و ابزار آلات خانگی

بسیاری از این اسامی امروز نیز کاربرد دارند.

بالاخره بر آن شدیم از اصطلاح «اورینتالیسمی» (واژه‌های شرقی) که جامع‌تر است استفاده کنیم، اما بنا بر انتخاب ما واژه‌های فارسی را «پرسیزمی» (واژه‌های فارسی) می‌نامیم، علت آن نیز وجود بیش از ۱۰۰۰ کلمه و واژه فارسی در زبان صرب و کرواتی است.

ظهور این مقدار کلمات فارسی در زبان صربی یا بعبارت بهتر زبان صرب و کرواتی بیانگر این است که «گفتگوی تمدن‌ها» از قرن‌های پیشین شروع شده و امروزه نیز از طریق زبان و فرهنگ زنده است.


برگرفته از سایت زبان فارسی