در این کتاب در چهارچوب نظریۀ صورت­گرایِ وابستگی، هر ساخت نحوی در زبان فارسی نوشتاریِ رسمی، به هسته و وابسته­هایش تجزیه می­شود، و روابط وابستگیِ میان آنها نمایش داده می­شود. تلاش برای ارئۀ تحلیلی مدلل و مبتنی بر روابط وابستگی، درنهایت مؤلف را به نظریه­ای رساند که تحت عنوان «نظریۀ گروه­های خودگردان» از آن یاد کرده ­است. دو فرض اصلی این نظریه چنین است: اولاً هر ساخت نحوی، چه جمله باشد و چه گروه نحوی کوچک­تری همچون گروه اسمی یا صفتی و غیره، در نهایت فقط از پنج نوع عنصر تشکیل می­شود که عبارتند از یک هسته، بعلاوۀ صفر تا چهار وابسته (شامل یک تا چند متمم اجباری، متمم اختیاری،افزودۀ خاص و افزودۀ عام) ، و ثانیاً روابط نحوی در درون هر ساخت صرفاً از طریق شرحِ روابط وابستگی در میان همین پنج عنصر نمایش داده می­شود. هسته در هر ساختی تنها بر روابط میان وابسته­ها با هم و با خودش نظارت دارد، و تأثیر چندانی بر روابط درونیِ وابسته­ها ندارد، از این­رو هر ساخت نحوی همچون کشوری است با یک حکومت مرکزی و چند ایالت خودگردان؛ حکومت مرکزی یا هسته مسئول روابط خارجی ایالت­ها یا وابسته­ها با هم و با خودش است، و نقش چندانی در تعیین قوانینِ درونی هر وابسته ندارد؛ ساخت درونی هر وابسته را باید در روابطِ وابستگی میانِ هسته و وابسته­های هسته در همان گروه جستجو کرد. پس نخستین گام در این نظریه عبارت است از تجزیۀ هر ساخت نحوی به هسته­ها و وابسته­هایش، و سپس تجزیۀ هر وابسته باز به هسته و وابسته­هایش، و ادامۀ این شیوۀ تحلیل تا آنجا که نهایتاً براساس شبکه­ای مدلل از روابط وابستگی در هر ساخت نحوی، صورت و نقش تک­تک واحدهای واژگانی روشن شود، و کار تحلیل نحوی به پایان برسد. دومین گام در این نظریه عبارت است از توصیف روابط وابستگی در میان عناصر هر ساخت نحوی. براساس این نظریه، روابط وابستگی در ساخت­هایی با توالی آزاد کلمات (مثلاً در جمله­های فارسی)، متفاوت با روابط وابستگی در ساخت­هایی با توالی غیرآزاد کلمات (مثلاً گروه­های اسمی) است، اما در مجموع می­توان گفت که درهرساخت نحوی، ابتدا متمم­های اجباری و اختیاری به هسته، سپس افزوده­های خاص به مجموع هسته و متمم­ها، و در نهایت افزوده­های عام به کلّ ساخت نحوی وابسته می­شوند. در کارهای مربوط به پردازش زبان، معمولاً ابتدا اجزاءِ کلام (parts of speech) را که مفاهیمی صرفی-واژگانی هستند (مثلاً اسم، فعل صفت، قید، حرف اضافه و غیره) مشخص می­کنند، و سپس نقش نحوی آنها را در جمله (مثلاً فاعل، مفعول، مفعول حرف اضافه­ای و غیره) تعیین می­کنند. اما مؤلف در این کتاب کوشیده است تا شیوه­ای را برای پردازش زبان معرفی کند که در آن اجزاءِ کلام در هر جمله به دنبالِ و براساس نقشِ نحویِ کلمات تشکیل­دهندۀ جمله تعیین شود.