خودکشی

شعار اصلی اش این بود: به دنیا آمدنمان دست خودمان نبود، از دنیا رفتنمان که می تواند دست خودمان باشد.

وقتی از او می پرسیدند پس چرا خود کشی نمی کنی؟ می گفت: هنوز وقتش نرسیده.

طرفداران زیادی داشت. بیشتر هوادارانش دختر و پسر های جوان بودند. ثمره ی تبلیغاتش دو مورد خودکشی بود، یک دختر هیجده ساله و یک پسر بیست و یک ساله.

پسر نجات پیدا کرد و دختر مرد.

وقتی پلیس جنازه اش را کشف کرد، اسلحه کنارش افتاده بود. یکی از شاگردانش در مراسم خاک سپاری اش گفت: او مردی بود که با اراده اش زندگی می کرد.

پدر دختر هیجده ساله کناری ایستاده بود و به التماس های مرد فکر می کرد.