اروپا در تسخیر رمانتیسم

طی قرن هجدهم ،جنبش رمانتیسم اروپا را مسخر خود ساخت.رفاه مادی،انفجار علوم جدید و پیشرفت در عرصه های فناوری  نه تنها اروپا را تا استانه ی انقلاب صنعتی پیش راند بلکه حس کنجکاوی همه جانبه ای را نیز درباره ی گذشته های دورتر و سرزمین های جدا افتاده تر در اروپاییان بیدار کرد. باستان شناسی پا به عرصه ی وجود گذاشت تا پاسخگوی نیاز جدید به تماس عینی و شخصی با جهان باستان باشد؛و این علم در زمانی پی ریزی شد که بنیاد زبان شناسی نوین نیز نهاده شد .

توسعه ی بازرگانی ومستعمراتی اروپا

تا به نیمه های قرن هفدهم برسیم، بازرگانی دریایی غول آسایی به وجود امده بود که دامنه ی آن از خاور دور به سواحل شرقی امریکا ونواحی کارائیب کشیده می شد. از رهگذر همین بلزرگانی دریایی بود که بردگان به اسارت گرفته می شدند، فروخته می شدند، به کار گماشته می شدندو سودهای سرشار نصیب دست اندر کاران می کردند. شرکت های هند شرقی و هند غربی انگلستان ، فرانسه و هلند چنان قوی شده بودند که حتی می توانستند به اعمال قدرت سیاسی در سرزمین هایی دست بزنند که مسخر خود ساخته بودند.

 

رمانتیسم: گسترش افقهای جغرافیایی و تاریخی

طبقه ی بازرگان کلانی با ثروت سرشار در کشورهای استعمارگر اروپای غربی پا گرفت. در آغاز، این طبقه از رهگذر شم اقتصادی و زهد خشک آمیخته به وطن پرستی حادشان بیشتر از دیگران متمایز می ماندند تا از رهگذر ظرافت و فرهیختگی یا از رهگذر فرهنگ پروری. اما رفته رفته مردان و زنانی که در فضای بازرگانی کلان کشورهای خود پا به دنیا نهادند احساس کردند مقام و منزلتشان این حق را به آنان می دهد که به ارتقای دانش بکوشند و به هدایت کل جهان و کسب تجربه از آن کمر ببندند و به خدمت فرهنگ ها و تواریخ مدل همت گمارند و افق ها را باید  هم در عرصه ی جغرافی هم تاریخ بازتر و فراخ تر ساخت. رسمی در تحقق همین ارمان است که حکم شاخصه ی اصلی دوران رمانتیسم را پیدا می کند.

سفرهای کاپیتان کوک و چارلز داروین

در اواخر قرن هجدهم شاهد حظور پیشگامانی هستیم که گروه هایی را به منظور کشف و کاوش به اطراف جهان گسیل می دارند. سفرهای کاپیتان کوک، نخستین و چشمگیرترین جلوه از شور و اشتیاق عمومی برای جستن و کاویدن جغرافیای جهان است و نه به قصد سودجویی و قدرت طلبی بلکه بدان منظور که مرزهای دانش بشری بازتر و فراخ تر گردد. سال ها بعد در یک سفر اکتشافی چارلز داروین که با عنوان طبیعی دادن (naturalist) به خدمه ی کشتی پیوسته بود، نظریه ی تکامل خود را به گونه ای که بعدها در کتاب بنیاد انواع (origin of species) انتشار یافت طرح ریخت. وی در واقع کار بسط و توسعه ی افق های جغرافیایی و تاریخی را به هم درامیخت، یعنی درست همان کاری که محققان فقه  تطبیقی انجام دادند.

باستان شناسی و زبان شناسی: دختران رمانتیسم

افق های تاریخی از رهگذر علم جدید باستان شناسی گسترش یافت؛و این علم در زمانی پی ریزی شد که بنیاد زبان شناسی نوین نیز نهاده شد. هم باستان شناسی هم زبان شناسی، هردو دختران رمانتیسم بودند. در اوایل قرن نوزدهم بود که نخستین کرسی های باستان شناسی در دانشگاههای اروپا تأسیس شد.

فلسفه ی « وحشی نجیب »

پیش از این، نژادهای رنگین پوست را موجوداتی فروتر می انگاشتند که به زحمت انسان به شمار می آمدند و جز بهره کشی مصرفی نداشتند. آموزش غربی، گاه حتی آموزش زبان های غربی برای آنها ممنوع بود. در قرن هجدهم، گروههای فرهیخته تر در جوامع اروپای غربی نظری متضاد اتخاذ کردند. در نظر اینان «وحشیان» انسان هایی تمام و کمال بودند که با ثروت و سیاست کشورهای متمدن تر اروپایی به فساد نیز کشانده نشدند. ارواح «وحشیان» را وارسته از گناه می انگاشتند؛ارواحی که تنها به غسل تعمید و ایمانی مسیحایی نیاز داشتند تا به سرمشق هایی برای اروپای فرو غلتیده در فساد اخلاقی بدل شوند، و این همان فلسفه ی «وحشی نجیب»بود.

 

فعالیت های مبلغان:

از همان  زمان که دنیای جدید در شرق و غرب کشف شد، کلیسای کاتولیک به اشاعه ی مسیحیت از طریق مبلغان همت گماشت؛و مبلغان در انجام این مقصود دست به کار یادگیری زبان های اقوام بومی و تدوین دستور برای آن زبان ها شدند.

نزاع خردگرایی و رمانتیسم در فلسفه:روشنگری در قرن هجدهم

نفوذ رمانتیسم نوین در فلسفه همان قدر محسوس بود که در دیگر سطوح زندگی.در عالم فلسفه به طور کلی گرایش این بود که بگذارند نگرش ها ،عقاید و نظام های ارزشی را عقل و استدلال مستقلا برمبنای دانش کافی نسبت به واقعیت ها تعیین کند و وحی و الهام یا قدرت سنت و تاریخ را به گونه ای که در ادوار پیش مرسوم بود ، در این امر دخالت ندهند. قرار بر این بود که نور عقل و استدلال همراه با نور واقعیت در همه جا بدرخشد،از همین جهت هم بود که فلسفه ی این دوران را فلسفه ی روشنگری نامیدند.

هر چند کل فلسفه یک دل و یک جهت گرد آرمان (روشنگری) متحد شده بود، با این همه ، وجود روحیه ی رمانتیک نو خاسته به ناگزیر به بروز شقاق و شکن در عقاید فلسفی منجر شد. در قارهٔ ارپا ، این شقاق وشکن ، به اجمال ، میان دو نحله ای پدید آمده بود که یکی به نقش استخراج نتایج لازم الاتباع از رهگذر روش قیاسی و صوری و بر اساس اصول پیشینی قائل بود و دیگری به تجربهٔ مستقیم حقیقت بر بنیاد درک حسی. و این نزاعی بود که میان خردمداری دکارت ، لایب نیتس و کانت (از یک طرف) و رمانتیسم ویکو ، کند یاک و هومبولت ، از طرف دیگر ، در گرفته بود. در این ماجرا ، فیلسوفان بریتانیایی با تجربه گرایی مبتنی بر عقل سلیم خود موضعی میانی اختیار کرده بودند و هم به خرد گرایی هم به رمانتیسم در اشکال افراطی آنها بی اعتنا بودند.

معمای معرفت: دو رویکرد

در پایان قرن هفدهم معمای معرفت (paradox of knowledge) تمامی فضای فلسفه را کمابیش به خود اختصاص داده بود. معمای مزبور را دکارت در کانون توجه جهان قرار داد. برهان دکارت چنین بود که من می اندیشم پس من هستم. به عقیده ی دکارت ،هیچ چیز را اثبات نمی توان کرد. ناممکن است که واقعیت جهان خارج را به ثبوت رساند. زیرا که تجربیات هر فردی چه بسا جز خواب و خیالی به درازا کشیده شده هیچ نباشد،که در آن صورت ما همگی اسیر فریب پایدار تأثرات غلط خواهیم بود.

خردگرایی دکارتی هاله ای از شک و ناباوری بر واقعیات افکنده بود. زیرا که برهان «من می اندیشم»نشان داده بود که اثبات موجودیت واقعیات بنا به ذات ناممکن است. او معتقد بود ادمی باید با ایمان راسخ  بپذیرد که تٱثراتش درخور اعتمادند و بر واقعیاتی استوارند که در جهانی واقعی و بیرونی وجود دارند. اما اگر بپذیریم که جهان واقعاً وجود دارد باز یک مسأله ی دیگر باقی می ماند،و آن اینکه هیچ راهی برای شناخت جهان به گونه ای که واقعاً هست وجود ندارد. این دو مسأله با هم «معمای معرفت» را به وجود می اورند که بحرانی را در فلسفه پدید اورد.

لایب نیتس و سنت خردگرایی

لایب نیتس فیلسوف بزرگ آلمانی ، ریاضیدان و محقق استدلال دکارت را همراه با کل سنت خردگرایی یکجا می پذیرد؛اما آن را ناقص می یابد نقص این استدلال در ناتوانی درک این واقعیت است که تجربیات ما یک نظام یا یک نظریه ی هماهنگ را تشکیل می دهند که درستی آن در مجموع بارها و بارها تأیید می شود و تنها به صورت اتفاقی گاه مورد تأیید قرار نمی گیرد. معقول ترین تصمیم آن است که واقعیت چیزی به نام جهان را به عنوان بهترین نظریه بپذیریم

لایب نیتس به عنوان زبان شناس

خردگرایی لایب نیتس او را به سوی انتخاب دیدگاه صورت گرایی در حوزه ی مطالعات زبانی سوق داد. وی به منظور پرورده کردن زبان طبیعی به طراحی زبانی صوری و ساختگی پرداخت،به نام علایم جهانی. از این جنبه لایب نیتس یک صورت گرا بود . از جنبه ی دیگر در امور مربوط به زبان طبیعی یک بوم شناس و یک رمانتیک نوپا بود.

ویکو:پیشاهنگ روشنگری

در شرایطی که رمانتیسم رو به شکوفایی بود،خردگرایی دکارتی که تجربه را ناچیز می انگاشت مورد بی توجهی قرار گرفت. در عوض فلسفه ی لاک که بر ارزش تجربه تأکید داشت با استقبال مواجه شد. نخستین هوادار این نگرش ویکو بود. ویکو نخستین کسی بود که شیوه ی تفکر رمانتیکی را پی ریخت که می کوشید تجربه ی استوار را با تفکر استوار در امیزد و آن را از چیزهای نامربوطی که از خرافه و ترس و پندار سر بر می اورند،به دور نگاه دارد.

مسأله ی واقعی برای ویکو علم است . در امور مربوط به علم،ویکو اهل عمل بوددر نظر او علم خوب یا علم نو مسألهای است که عمدتاً به عقل سلیم مربوط است.

ویکو زبان را به مثابه ی ابزاری به حساب می اورد که برای مطالعه ی جوامع ابتدایی و قوانین آن جوامع به کار می آید. باید به بازسازی ذهنیت اقوام ابتدایی پرداخت تا از آن رهگذر به درک این واقعیت رسید که چگونه آراء ابتدایی تحول یافته و به صورت آراء معقول و پیچیده ی رایج در تمدن های جدید درآمده است . برای بازسازی ذهنیت ابتدایی باید به مطالعه ی زبان همت گماشت.

ویکو نیز مثل بسیاری کسان دیگر، درباره ی چگونگی پیدایش و تکمیل زبان به نظر پردازی همت گماشته است. او می گوید نخست فریادهای عاطفی به وجود آمد که بیانگر شور و ترس و شادی و نظایر آن بود. آنگاه عبارات اشاری پیدا شد که در امر ارجاع به اشیاء سودمند بود.

فرانسه:قوی ترین پایگاه فلسفه ی روشنگری در دوره ی رمانتیسم

صحنه ی اصلی فلسفه ی روشنگری در قرن هجدهم،فرانسه بود؛ جایی که قرن هجدهم را در آن «قرن فلسفه» خوانده اند. پاریس بیش از هر شهر دیگری در اروپا به مرکز روشنفکری بدل شده بود و بهترین مغزهای اروپا و حتی امریکا را به خود جذب کرده بود . در پاریس آن روزگار است که به بلند آوازه ترین نام ها «روسو،دیدرو،کندیاک،مونتسکیو » بر می خوریم اینان تأثیری عظیم در حیات ادوار بعدی تاریخ اروپا و تاریخ بقیه ی جهان برجا نهادند.

 

 

 

زهرا بحرینی

 عاطفه رجبی