زبانشناسی و نقش دانشمندان مسلمان در آن(5)
دوران تكوين زبانشناسي
زبانشناسان مسلمان در تاريخ زبانشناسي اسلامي
نويسنده: نصير شفيع پور مقدم
عبدالله بن مسعود بن غافل بن حبيب الهذلي مكني به ابوعبدالرحمن و متوفاي سال 32 يا 33 هجري قمري در مدينه از صحابه اي است كه همگي عالمان اهل سنت به اتفاق بر فضل و جلالت قدر او هم سخن اند ولي عالمان شيعه درباره وي اتفاق نظر ندارند و به قطعيت دست به تائيد يا رد وي نزده اند. از يك طرف برخي در يك بررسي رجالي در شيعه بودن او ترديد نموده و براي اثبات اين ترديد، از سويي روايت منقول از فضل بن شاذان توسط كشي (1348، 38) مبني بر “مخلط” بودن ابن مسعود و نيز فتاوي فقهي وي و تخطئه اش در برخي روايات و همچنين ترجيح قرائت ابي بن كعب بر قرائت ابن مسعود توسط امام صادق (ع) را مورد استناد قرار مي دهد و از ديگر سو روايات مذكور در خصال شيخ صدوق مبني بر اينكه او جزء دوازده نفري بوده كه خلافت ابوبكر را نپذيرفته و، به نقل از نبي (ص)، ائمه اثني عشر را خلفاي بعد از ايشان معرفي نموده را ضعيف شمرده و منافي با مخلط دانستن او نمي داند.
از طرف ديگر گروهي، در نگاهي كاملامتقابل، با استناد به منابع مختلف، وي را شاگرد راستين امير مومنان، از راويان حديث غدير، زنده نگاه دارنده نام اهل بيت دانسته پيروانش را در ابراز محبت به امير المومنين ممتاز مي داند به گونه اي كه رشد محبت اهل بيت در كوفه را مديون ابن مسعود مي داند.
هر يك از دلايل چهارگانه اي كه براي تشكيك در شيعه بودن عبدالله بن مسعود ارائه شده است به نحوي مردود و غير قابل استنادند كه در ادامه به ضعف هر يك از اين ادله به اجمال اشاره مي كنيم:
دليل اول: روايت كشي از فضل بن شاذان مبني بر مخلط بودن عبدالله بن مسعود. مخلط در علم رجال به فردي اطلاق مي شود كه متولي امير مومنان است لكن از دشمنان ايشان تبري نجسته است. فضل از تعامل ابن مسعود با هماوردان حضرت امير سخن مي گويد كه نمونه بارز آن انتصاب ابن مسعود بر ولايت كوفه از سوي خليفه دوم است؛ حال آنكه اين امر و نمونه هاي مشابه به معناي عدم تبري از اعداي حضرت نيست و مي توان به چنين مواردي همان نگاهي را داشت كه به حضور علي بن موسي الرضا(ع) و علي بن يقطين در دستگاه خلافت وقت و فراتر از آن، همكاري هاي گوناگون خود حضرت امير با خلفاي ثلاثه داريم. به ويژه آنكه ابن مسعود را از شركاي قتل عثمان بن عفان معرفي كرده اند.
دليل دوم: روايت شيخ طوسي در تهذيب مبني بر تفاوت فتواي فقهي ابن مسعود با حضرت امير در مسئله اي مربوط به ارث و روايت شيخ صدوق در من لايحضره الفقيه از امام صادق(ع) مبني بر فتواي خاص ابن مسعود در باب صلاه. هر دوي اين روايات، از نظر سند، مرفوع و ضعيف هستند و ارزش استناد ندارند.
دليل سوم: روايت صحيحه كليني در كافي به نقل از امام صادق(ع) مبني بر اينكه ايشان قرائت ابي بن كعب را بر روايت ابن مسعود ترجيح داده اند. اولادر اين روايت قرينه اي دال بر شمولش بر همه قرائت ابن مسعود نيست و حضرت صادق(ع) با جايگاه مرجعيت ويژه خود ظاهرا در صدد غربالگري قرائت وارده از صحابه قاري بوده اند. ثانيا، بر فرض عموميت روايت مذكور، محتواي اين روايت ربطي به ترديد در شيعه بودن او ندارد.
دليل چهارم: تضعيف روايات شيخ صدوق در خصال، مبني بر مخالفت ابن مسعود با خلافت ابوبكر و نيز قائل بودن او بر خلافت ائمه اثني عشر. اگر استدلال بر اين روايات ضعيف از سوي صدوق براي تحسين ابن مسعود جايز نباشد، ناگزير استدلال بر دو روايت ضعيف مذكور در دليل دوم براي تقبيح ابن مسعود نيز نبايد جايز باشد.
بدين ترتيب فعلابا نگاهي مثبت به گرايش اعتقادي و عملي ابن مسعود، سخن را به اينجا مي كشانيم كه وي، با تربيت تابعاني چون علقمه بن قيس نخعي، ابووائل شقيق بن سلمه اسدي كوفي، اسود بن يزيد نخعي، مسروق بن اجدع، عبيده بن عمرو سلماني، قيس بن ابي حازم و ديگران مكتب تفسيري كوفه را پايه گذاري نمود كه پس از مكتب تفسيري مكه مهمترين مكتب تفسيري به شمار مي آمد.
اين مكتب تفسيري كوفي را مي توان يكي از مهمترين زمينه هاي شكل گيري “مكتب زبان شناسي كوفه” به عنوان يكي از مكاتب زبان شناختي مهم در تاريخ زبان شناسي اسلامي قلمداد نمود و يكي از دلايل آن را وجود 38 نقل قول قرائي مرتبط با دستور زبان از عبدالله بن مسعود در كتاب معاني القرآن فراء (م. 203)، سركرده اين مكتب زبان شناختي، دانست. فراء در تفسير زبانشناختي خود بر قرآن كريم در 38 آيه به نقل قرائتي از عبدالله بن مسعود كه داراي توجيه دستوري ويژه اي است مي پردازد و تفكر ريشه داشتن مكتب كوفه در شيوه قرائت خاص عبدالله بن مسعود را به ذهن القاء مي كند؛ تفكري كه با مشاهده وجود 22 نقل صرفي و نحوي برگرفته از قرائت ابن مسعود در اعراب القرآن ابن النحاس ( 338. م) تاييد مي شود. در نتيجه جايگاه عبدالله ابن مسعود در دوران تكوين زبان شناسي اسلامي پي ريزي يك مكتب قطبي زبان شناختي در كوفه است كه بي شك بخشي از درونمايه هاي خود را از نگرش هاي خاص او وام گرفته است. در شماره آينده عبدالله بن عباس را معرفي خواهيم نمود و جايگاه وي را در دوران تكوين زبان شناسي اسلامي بررسي خواهيم كرد.
(عکس وبلاگ: لوگوی زبانشناسی)