زبانشناسی حقوقی
مقدمه
پيدايش و تكوين و نشر رويكردهاي نوين در حوزههاي مختلف علمي در وهله نخست وظيفه و حاصل تلاش صاحبنظران هر رشته علمي است. در اين تلاش برخي از انديشمندان در پيدايش و برخي ديگر در تكوين و نشر آن نقش ايفا ميكنند. آنچه در اين زايش و بالش رويكردهاي نوين حائز اهميت است، عبارت از اين است كه اين جوانههاي نوين علمي در مرحله زايش راكد نمانند بلكه هر روز با يافتههاي نظري اساس آن مستحكمتر شود و با معرفي به ساير نقاط عالم و گسترش آن، مجامع بيشتري به لحاظ كاربردي از آن بهرهمند گردند. در اين راستا زبانشناسي حقوقي (قانوني) يكي از اين رويكردهاي نوين در حوزه علمي زبانشناسي و حقوق است كه در مجامع علمي حقوق و زبانشناسي ايران ناشناخته مانده است. مقاله حاضر در چارچوب روش تحليلي ـ توصيفي درصدد است زبانشناسي حقوقي (قانوني) را به محافل زبانشناسي و حقوقي و سپس به جامعه علمي رشتههاي مرتبط معرفي نمايد.
مفاهيم نظري
اصطلاح زبانشناسي حقوقي (قانوني) از تركيب دو كلمه صفت (Forensic) و اسم (Linguistics) ميباشد. شايد عناوين ديگري همچون «زبانشناسي محكمهاي»، «زبانشناسي قضايي»، «زبانشناسي قانوني»، «زبانشناسي حقوقي» با اين اصطلاح همخواني و مناسبت داشته باشند. اما از آنجايي كه از سالهاي گذشته “Forensic“ با معادل «قانون» در ساخت اصطلاحات مشابه به كار رفته و امروزه در زبان فارسي پذيرفته شدهاند، در نگاه اول به نظر ميرسد كه معادل «زبانشناسي قانوني» مناسب باشد اما با توجه به اين نكته كه معادل «زبانشناسي قانوني» معناي كاربرد يافتههاي زبانشناسي را در مسائل قضايي به ذهن شنونده متبادر نميسازد و از طرف ديگر، رشتههاي حقوق و زبانشناسي به عنوان دو رشته علمي دانشگاهي براي همگان شناخته شدهاند در حالي كه «قانون» به عنوان يك رشته علمي شناخته شده نيست، بهتر است معادل «زبانشناسي حقوقي» را برگزينيم. در تعريف “Forensic Linguistics“ به عنوان يك رويكرد جديد ميتوان گفت، همانطور كه «پزشكي قانوني» علمي است كه ناظر بر اعمال كليه شاخههاي علوم پزشكي بر اهداف مربوط به «قانون» ميباشد و يا «آسيبشناسي قانوني» شاخهاي از پزشكي است كه كارش مربوط است به بيماريها و اختلالات بدن از ديدگاه اصول و موارد قانوني و حقوقي و يا «روانپزشكي قانوني» رشتهاي از پزشكي است كه كارش رسيدگي به اختلالات روحي و فكري از ديدگاه اصول و موارد قانوني و حقوقي ميباشد (آقايي، 1378، ص 581) به روش قياس، زبانشناسي حقوقي علمي است كه ناظر بر عملكرد كليه شاخههاي زبانشناسي از قبيل آواشناسي در تشخيص هويت ، فنون نگارش متون حقوقي ، معني شناسي ، تجزيه و تحليل كلام و متن ، در اهداف مرتبط با قانون در محاكم قضايي است. حوزه عملكرد تحقيقات زبانشناسي حقوقي (قانوني) از يك طرف دانش زبانشناختي و از طرف ديگر نيازهاي مجامع قانوني و حقوقي همچون دادگاهها ميباشد (گروت، 2003).
رويكردهايي مانند زبانشناسي حقوقي (قانوني)، پزشكي قانوني، روانشناسي قانوني، آسيبشناسي قانوني و شيمي قانوني با هم شاخه «علوم قانوني» را در محافل علمي و قضايي غرب به وجود آورده است.
ميرون در معرفي تحليل زبانشناختي حقوقي معتقد است كه تحليل زبانشناختي حقوقي فرايندي است از تطبيق تشابهات سبكي در اسناد حقوقي مختلف با يكديگر و سپس ارزشگذاري وجوه تشابه براساس تمايزات و بسامد مصداقها. او ميگويد، البته چنين تحليلي حتماً تضمين كننده تشخيص هويت نويسنده سند مخدوش، بينام و يا با نام جعلي يا مستعار نميباشد، از نظر او نتايج تحليل زبانشناختي ميتواند با ارائه ادله در تعيين و اثبات نويسنده سند نقش بارزي ايفا نمايد اما نميتواند ديگر نويسندگان احتمالي را كه ميتوانستهاند در جعل سند دست داشته باشند، تبرئه نمايد. (تيرسما و سولان، 2003، ص 229). پرفسور دونالد فوستر استاد دانشكده واسر كه يكي از چهرههاي علمي سرشناس در به كارگيري تجزيه و تحليل سبكي براي تشخيص اسناد هم در متون ادبي و هم متون حقوقي است معتقد است كه بين زبانشناسي و حقوق رابطه تنگاتنگي وجود دارد كه يكي از اين حلقههاي ارتباط سبكشناسي حقوقي (قانوني) ميتواند باشد كه نياز به آن در دادگاهها كاملاً مشهود است. (فوستر، 2000، ص 17ـ16)
زبانشناسي حقوقي شاخهاي ميانرشتهاي از زبانشناسي و حقوق است كه در ده سال اخير بخصوص از سال 1997 در محافل زبانشناسي و حقوقي آمريكا و اروپا نضج گرفته و از آن زمان هر روز از زبان شناسان در ارائه اسناد و شهادت در دادگاهها و ارائه نظر كارشناسي بر روي پروندههاي محاكم قضايي جهت كشف حقايق و قضاوت دقيقتر بهره ميجويند و اين همكاري روز به روز رو به گسترش ميباشد (تييرسما و سولان، 2003، ص 221). اگرچه دست اندركاران امر قضاوت نخست با حضور زبانشناسي در محاكم قضايي در كشف حقايق چندان خرسند نبودند و در واقع اين كار را نوعي تهديد شغلي براي خود حس ميكردند اما به زودي دريافتند كه نظر كارشناسي متخصصان زبانشناسي در تشخيص موضوعات مورد مناقشه نقش مهمي ايفا مينمايند (همان، ص 238). با استفاده از نظر متخصصان زبانشناسي، در واقع دادگاههاي آمريكا ماده قانوني 702 را كه در سال 1975 به تصويب رسيده بود، در مورد استفاده از زبانشناسي به مرحله اجرا درآوردند. براساس اين ماده استفاده از نظر كارشناسان و متخصصان مرتبط با موضوع پرونده به طور عام نهتنها در دادگاهها مجاز بلكه لازم شمرده شد. اين قانون «نظر علمي متخصصان» را جايگزين «پذيرش عمومي يا اجماع نظر غيرمتخصص» (قانون فراي كه در سال 1923 به تصويب رسيد و همچنان ملاك صدور رأي بود) نمود (همان، ص 224).
بسیاری از حقوقدانان و زبانشناسان با استناد به مباني زبانشناسي نظري و كاربردشناسي و هزاران پرونده حقوقي مطرح شده در محاكم قضايي آمريكا و اروپا اذعان دارند كه رابطه نزديكي بين رشته زبانشناسي و رشته حقوق وجود دارد و اين رابطه علاوه بر موضوعاتي كه در بخش (ب) و (ج) اين مقاله برخي از آنها اشاره گرديد، در موضوعات زير در دادگاهها با ارائه شواهد زبانشناختي گرهگشايي قضات در امر قضاوت و كشف حقايق بودهاند:
1. مسائل زبانشناسي مرتبط با شكايات و مناقشات پيرامون سوءاستفاده از علائم تجاري كالاها
2. گويششناسي: در ارتباط با مشكلات گويشي متهمين و مشكل استنباط در تشخيص گويش و لهجه تهديدكننده بمبگذار يا آدمرباها كه از نوار ضبط شده ميتوانند در خصوص هويت و مليت متهمين اطلاعات با ارزشي ارائه نمايد.
3. معاني و تفسير متن قراردادها، مصوبات و مقررات بر مبناي ويژگيهاي تجزيه و تحليل زبانشناسي متن
4. قابل فهم نمودن دستورالعملها و نقطه نظرات هيأت منصفه
5. معاني ديگر زبانها در مقابل معاني زبان انگليسي معيار آمريكايي
6. مناقشه پيرامون تأليف و تشخيص اسناد مكتوب مخدوش و تشخيص نويسنده آنها
7. قابليت خواندن و فهم متن (مشكل استنباط قضات)
8. تجزيه و تحليل كلام (گفتمان) به كارگيري اصول منظورشناسي (كاربردشناسي) ، از قبيل: استلزام ، پيشفرضها و تلويح (استيل ول، 1999 صص 25 ـ 9) در فرايند بازجويي از متهمين و يا گفت و شنود در دادگاهها
9. آواشناسي و مشكل هويت و شناسايي گوينده
در اين قسمت به بحث پيرامون يكي از موضوعات فوق يعني «مسائل زبانشناسي مرتبط با شكايات و مناقشات پيرامون سوءاستفاده از علائم تجاري» كالا ميپردازيم:
دادهها و تحليل
متخصصان زبانشناسي، بخصوص آواشناسان در سير مراحل قانوني پروندههاي حقوق علائم تجاري كالاها فعاليت دارند. مشكلات و شكاياتي در محاكم قضايي مطرح ميشود كه طي آن برخي از شركتهاي توليدي و تجاري، علائم تجاري كالاهاي خود را خواه به نام اشخاص و خواه شركتهاي معتبر انتخاب ميكنند كه با عناوين كالاهاي موجود در بازار كه در بين مصرفكنندگان داراي حسن شهرت هستند تشابهات زبانشناختي بخصوص تشابهات آواشناختي بسيار زيادي دارند مانند عناوين تجاري كالاهاي زير كه بسيار به لحاظ آوايي شبيه هستند و در بازار آمريكا و اروپا مسأله ايجاد نمودهاند برخي از آنها به عنوان دادههاي تحقيق، عبارتند از:
Avita در مقابل Aveda
McSleep در مقابل McDonald
ExBier در مقابل Beck’s Beer
Comset در مقابل Comsat
Dyprin در مقابل Diaparene
Bonamine در مقابل Dramamine
Listogen در مقابل Listerine
Latouraine در مقابل Lorraine
Snarnoff در مقابل Simirnoff
مسأله فوق مختص آمريكا و اروپا نبوده بلكه بازار مصرفكنندگان و توليدكنندگان ساير كشورها نيز با اينگونه مشكلات مواجه ميباشند. به عناوين كالاها و شركتهاي زير توجه و آنها را با يكديگر مقايسه نماييد. اين عناوين در بازار تجارت ايران و ساير كشورهاي منطقه در بين فروشنده و خريدار جزء از يكسو و در ميان شركتهاي توليدكننده كالا و خريداران عمده از سوي ديگر ايجاد اشكال نموده است كه برخي از آنها به شرح زير ميباشند:
عنوان كالا عنوان كالا
ساعت سيتيزن Citizen) محصول اصلي) در مقابل سيتيزم (Citizem)
سيكو SEIKO) محصول اصلي) در مقابل سيكو (SIEKO)
مولينكس Soulinex) محصول اصلي) در مقابل مونيلكس (Monilex)
ناسيونال National) محصول اصلي) در مقابل ناسيونال (Noutiunl)
محصولات ظروف آركوپال Arcopal) محصول اصلي) در مقابل آرگوپال (Argopal)
لوازم صوتي و… پاناسونيك (Panasonic) در مقابل پانافون (Panaphon)
محصولات ظروف كريستال آركرك (Arcoroc) در مقابل لركروك (Lorcoroc)
ايزوگام در مقابل ايزوفام
احقاق حق صاحبان علائم و عناوين كالاهاي تجاري در محاكم تجاري و در محاكم قضايي نياز شديد به مدرك و شاهد تخصصي دارد، چرا كه اينگونه عناوين بسيار نزديك به يكديگر ميباشند و همين تشابهات سبب گمراه شدن و سردرگمي خريداران كالاها ميشود. و در نتيجه ضرر و زيان آنها را در بسياري از موارد به دنبال دارد و شركتهاي توليدكننده كالاهاي اصل نيز متضرر خواهند شد.
وقتي كه اينگونه مسايل جدي در سطح گسترده جهان در زندگي روزمره مردم و شركتهاي توليدكننده مطرح هستند، جاي تعجب نيست كه دادگاهها بدون هيچگونه ترديدي جهت احقاق حقوق تضييع شده حضور زبانشناسان را در كنار خود لازم و ضروري بدانند.
جهت حل مسائلي از اين نوع، آواشناسان و واجشناسان ميتوانند راهگشا باشند. يكي از زمينههاي مطالعات زبانشناسان تحقيقات آواشناسي و معناشناسي است. آواشناسي شاخهاي از علم زبانشناسي است كه به بررسي ويژگيهاي صوتي گفتار ميپردازد كه در درون خود به چهار نوع تقسيم ميشود: به آن نوع از آواشناسي كه به چگونگي توليد آواهاي گفتاري ميپردازد آواشناسي توليدي، و به آن نوع از آواشناسي كه به ويژگيهاي فيزيكي امواج صوتي ميپردازد آواشناسي آكوستيك ميگويند. آواشناسي شنيداري آن شاخه از آواشناسي است كه به چگونگي دريافت امواج صوتي بوسيله گوش و سپس پردازش و دريافت آن ميپردازد و اخيراً با توجه به اهميت كاربردي آواشناسي در علم حقوق شاخه جديدي از آواشناسي تحت عنوان آواشناسي قانوني يا حقوقي تعريف شده است كه مسايل و موارد مرتبط با حقوق در خصوص تشخيص هويت گوينده و تجزيه و تحليل مدارك و مستندات ضبط شده در نوارهاي صوتي ميپردازد. هر يك از شاخههاي فوق به نحوي مرتبط با مشكلات مطرح شده در پروندههاي قضايي ميباشند. به عنوان نمونه به تحليل دو نمونه از دادههاي فوق ميپردازيم: شركت توليدي معتبري با عنوان “Aveda“ در بازار جهاني بخصوص آمريكا و اروپا فعاليت دارد، شركت توليدي ديگري همان نوع كالا را با عنواني نزديك به عنوان شركت اولي با واژه “Avita“ براي كالاي خود برميگزيند و به بازار عرضه ميكند. شركت اولي جهت احقاق حق خود به دادگاه شكايت و ادعاي خسارت ميكند مبني بر اينكه شركت “Avita“ عامل اين ضرر و زيان بوده است.
در اين مسأله زبانشناس همكار قاضي در كشف حقيقت به بررسي ويژگيهاي زبانشناختي به لحاظ آواشناسي و ساختواژة اين دو عنوان ميپردازد. آواهاي [t] و [d] به لحاظ محل توليد در آواشناسي توليدي شبيه هم هستند يعني نوك زبان به پشت لثه ميچسبد يعني داراي ويژگي «لثوي» است و از لحاظ شيوه توليد، براي مدت يك لحظه در جريان هواي تنفس انسداد ايجاد ميشود و آنگاه با يك انفجار انسداد ايجاد شده باز ميشود و تارهاي صوتي در اين نمونه مورد نظر براي توليد [t] و [d] داراي حالت بين واكهاي است اگرچه [t] بي واك و [d] واكدار ميباشد. لذا دو عنوان مورد بحث عليرغم تفاوت در نوشتار ولي شبيه هم توليد و تلفظ و دريافت ميشوند در واقع از لحاظ علم زبانشناسي اين دو كلمه تقريباً همآوا هستند. همآوايي يكي از روابط واژگاني مورد بحث در حوزه معناشناسي است (يول، 1996، ص 118). هرگاه دو يا بيشتر از دو واژه كه داراي صورت نوشتاري متفاوت اما به لحاظ آوايي شبيه هم تلفظ يا بيان شوند، همآوا ناميده ميشوند (همان، ص 121). لذا براساس استدلال زبانشناسانه، دادگاه به نفع شركت اولي يعني “Aveda“ رأي داده و طي حكمي شركت دومي “Avita“ را مجبور به تغيير عنوان و پرداخت غرامت محكوم نمود. مورد فوق موضوع شكايت شماره 1419 از فايل 706 دادگاه فدرال تحت عنوان پرونده شركت “Aveda“ بر عليه شركت “Avita” بوده است.
نمونه ديگري از اين نوع، شكايتي است كه شركت مكدونالد (McDonald) از شركت مهمانپذيرها (هتلهاي) ارزان قيمت در مسير جادههاي بين شهري با عنوان “McSleep“ تسليم دادگاه نموده بود.
زبانشناس تكواژ /Mc/ را در ساختواژه زبان انگليسي به عنوان پيشوند عام معرفي نمود كه در ساختن اسم به كار ميرود ولي در نهايت قاضي بعد از استماع سخنان زبانشناس به نفع شركت مكدونالد رأي صادر نمود. در معناشناسي و روابط معنايي موجود در بين واژهها، فرايند همآوايي يكي از فرايندهاي ابهامآفرين در زبان است. البته از لحاظ نشانهشناسي، فردينان دوسوسور علت وجود چنين ابهامي را ناشي از سيستم زباني دال و مدلولي ميداند، چرا كه نزد او زبان دستگاهي از نشانهها است كه هر نشانه آن از دو جزء دال و مدلول تشكيل شده است. منظور از «دال» همان صورت يا قالب عناصر زباني و منظور از «مدلول» ما به ازاء صورت است و عناصر زباني بين دال و مدلول رابطه برقرار ميكنند و بدين سبب رشته آوايي داراي معني ميشود. هر عنصري در دستگاه زبان داراي ارزش خاص است و زبان به لحاظ ارزشي، دستگاهي از ارزشها است، و همچون بازي شطرنج كه در آن هر مهره اسب يا فيل و… ارزش خاص خود را دارند و نميتوانند به جاي يكديگر بازي كنند و يا به جاي يكديگر به كار روند، بلكه تابع مقررات حاكم بر بازي ميباشند، از اينكه مهرهها از چه جنسي باشند مهم نيست. آنچه مهم است نقش و ارزشي است كه از قبل براي هر يك از مهرهها در سيستم شطرنج تعريف شده است. سوسور معتقد است كه زبان نيز چنين دستگاهي است. به عنوان نمونه دو عنوان «ايزوگام» و «ايزوفام» و يا دو واژه «دار» و «بار» كه در نزد زبانشناسان جفتهاي كمينه ناميده ميشوند، آنچه كه سبب ميشود كه فارسي زبانان اين چهار واژه را متمايز از يكديگر و هر جفت را با دو معناي متفاوت تفسير نمايند، حضور دو واج /گ/ و /ف/ در جفت واژه اول و /د/ و /ب/ در جفت واژه دوم است، اگر چنانچه دو واج /د/ و /ب/ در دو واژه «دار» و «بار» را از نظر شاخصهاي محل توليد، روش توليد و واكداري و بيواكي مورد بررسي قرار دهيم خواهيم يافت كه تنها در يك ويژگي آن هم ويژگي محل توليد با هم متمايزند. اما اگر در اين دو كلمه واجها مميز معنا از لحاظ ويژگيهاي صوتي آن چنان با هم نزديك شوند يعني مشابه يكديگر گردند، در اين صورت اگر بر يك مصداق در خارج دلالت نمايند ابهامي در معنا به وجود نخواهد آمد و در واقع يك واژه ميباشند. ليكن چنانچه به دو مصداق در جهان خارج دلالت نمايند ابهام معنايي ايجاد مينمايند كه در اين صورت سبب سردرگمي شنونده و يا دريافتكننده خواهد شد. سودجويان در امر توليد، تجارت و خدمات عنوان كالاهاي توليدي خود را كه مورد نياز مردم است با انتخاب عناويني مشابه از لحاظ آوايي، و مبهم تلاش مينمايند كه با سوءاستفاده از عناوين شركتهاي معتبر و سردرگمي مشتريان در ميان الفاظ و عناوين به سود كلان دست يازند كه در واقع به لحاظ حقوقي يك نوع غش در معامله محسوب ميشود.
نتيجه
اگرچه قضات و هيأتهاي منصفه بخصوص در آمريكا ابتدا حضور زبانشناسان و گزارشات و شهادت تفاسير آنها در دادگاهها را تهديدي بر عليه خود ميپنداشتند اما به زودي دريافتند كه مهارتهاي زبانشناسان در تحليل گفتمان و منظورشناسي در جهت دست يافتن و استنباط صحيح از قصد و منظور گوينده، و در تجزيه و تحليل متن قوانين، مصوبات و يا قراردادها و مستندات ارائه شده توسط طرفين دعوا در محكمه و استفاده از زبانشناسان در تشخيص صدا در اسناد شفاهي و خط در اسناد مكتوب بسيار مفيد و راهگشا است. لذا اين مقولات كه در چارچوب رويكرد زبانشناسي حقوقي مطرح ميشوند، بيانگر رابطه نزديك دو رشته زبانشناسي و حقوق است كه امروزه با استقبال هرچه بيشتر محاكم قضايي آمريكا و اروپا روبرو شده است. لذا نگارنده به صاحبنظران رشته حقوق و زبانشناسي در ايران توصيه مينمايد كه ضمن تلاش در جهت شناخت صحيح اين رويكرد نوين براي استفاده از يافتهها و تخصص زبانشناسان در محاكم قضايي ايران جهت كشف حقايق تحقيق نموده و سازكار عملي ارائه نمايند.
كتابنامه
1. Chaski, Carole E., (2001) Empirical evaluation. Columbia Law Review 79:1306 - 73
2. Cotterill, Janet, (2002) Language in the legal process. Hampshire, UK.
3. Culicover, Peter, (1991) principles and parameters: An introduction to syntactic theory. Oxford University Press.
4. Dagmar Boss and et al. (2003) A new tool for the visualization of magnetic features on audiotapes, In the International journal of speech, Language and law: forensic linguistics (IJSLL:FL) Vol. 10, No: 2, Birmangham University Press.
5. Faigman, David L. and et al. (1997) Modern scientific evidence, vol. 20 St. Paul, MN: west Publishing Company.
6. Fraser, Helen, (2003) Issues in transcription: Factors affecting the reliability of transcirptions as evidence in legal in legal cases. , in: IJSLL : FL, Vol: 10, No: 1, Birmangham, University Press.
7. Foster, Don, (2000), Author Unknown: On the trail of Anonymous. New York: Henry Holt. Cornell Law Review No. 85:627-55
8. Gibbons, John (ed.). 1994. Language and the law. London: Longman.
9. Groot Gerard, Rene (2003) Language and Law, The Netherlands, Maastricht University Press.
10. Levi Judith N. (1993). Evaluating Jury comprehension of illinois capital sentencing instrutions. Ammerican speech No: 1.1-26
11. ———-, (1994) Language as evidence: the Linguist as expert witness in north America courts. Forensic Linguistics No: 1.1-26
12. Mcmenamin, Gerald R. (1993) Forensic stylistics. Amsterdam: Elsevier.
13. ————-, and et al, (2000) Tow independent studies of the same questioned authorship case. Paper presented at Georgetown University Round Table on language and linguistics.
14. Shuy, Roger W. (1993) language crimes: the use and abuse of language evidence in the courtroom. Cambridge, MA: Blackwell.
15. ————-, (1998) the language of confession, interrogation and deception. Thousand oaks, CA: Sage.
16. ————-, (2002) Linguistic battle in trademark, disputes. Macmillan.
17. Solan, Lawrence M., (1998) Linguistic experts as semantic tour guides. Forensic Linguistics, No: 5,87-106.
18. ————-, (1999) Can the legal system use experts in meaning? Tenessee law Review No: 66. 1161-99.
19. Stilwell, J.P., (1999) Pregmatics, London, Routledge.
20. Tirsma, Peter and Lawrence M. Solan, (2003) The linguist on the witness stand : forensic linguistics in American courts Vol, 78, No: 2.221-239.
21. Yule George (1996) The study of language (2 nd .ed), UK. Cambridge University Press.
22. آقايي، بهمن (1378)، فرهنگ حقوقي بهمن (ترجمه و تأليف)، گنج دانش، تهران.
منبع سایت مجله بخارا
(عکس وبلاگ: لوگوی زبانشناسی)