نقشهای معنایی و نظریه تتا

 

چکیده:

نظریه تتا از جمله مباحث مطرح در نظریه حاکمیت و مرجع گزینی است که وظیفه آن تعیین حالتهای معنایی میباشد. این حالتهای معنایی در چهارچوب نظریه حاکمیت و مرجع گزینی تحت عنوان نقشهای تتا شناخته میشوند. نظریه حاکمیت و مرجع گزینی به علت چهارچوب جهانشمول و همگانی نقطه عطفی در مطالعات دستور زایشی تلقی میشود.  بررسی این نظریه و در نهایت دست یابی به تعریفی جامع از نقشهای معنایی هدف نهایی این مقاله میباشد.

 

کلید واژه ها:

نظریه حاکمیت و مرجع گزینی، اصول، پارامتر، دستور همگانی، نظریه تتا، نقشهای معنایی، دستور حالت

 

نظریه حاکمیت و مرجع گزینی

در سال 1981 در کتاب معروف"خطابه هایی در حاکمیت و مرجع گزینی" چامسکی به صورت روشن و منسجم از این نظریه سخن گفت اگرچه در آثار قبلی وی در نیمه دوم دهه هفتاد، نیز بخشهایی از این نظریه بصورت پراکنده مطرح شده بود. این نظریه پر طرفدارترین و پر آوازه ترین نظریه صورت گرا بشمار میرود که بنام "نظریه اصول و پارامترها" نیز شناخته میشود و مدعی است که برای قوه نطق نظریه ای جهان شمول است، بدین معنا که در مقایسه با گونه های دیگر دستور زایشی که معمولا به کارایی توصیفی نائل شده اند، در طرح نظریه حاکمیت و مرجع گزینی کارایی تبیینی مد نظر میباشد. کارایی تبیینی بالاترین سطح کفایت ممکن در یک دستور است و نظریه ای از کارایی تبیینی برخوردار است که ابعاد آن فارغ از چهاچوب یک زبان خاص است.

نظریه حاکمیت و مرجع گزینی نظریه ایست در باب دستور همگانی. چامسکی در این نظریه روشن میسازد که دستور همگانی دو شرط اساسی دارد: اول آنکه انعطاف پذیر باشد تا بتواند پاسخگوی تنوع ساخت انواع زبانها باشد و دوم؛ از محدودیت لازم برخوردار باشد یعنی شق هایی که جایز میشمارد محدود باشد. هدف چامسکی در دستور همگانی متمایز نمودن ویژگیهای مشترک بین زبانها از ویژگیهایی است که تنها خاص یک زبان است.

 

منظور از "اصول و پارامتر" در این نظریه چیست؟

بایستی این واقعیت را در نظر گرفت که دانش زبانی شکل گرفته در ذهن گویشور بر اساس داده ها و شواهد زبانیِ ناکافی شکل میگیرد. به بیانی دیگر ویژگی های بنیادی موجود در دستور زبانها فراتر و جامعتر از داده ها و شواهد زبانی ای است که زبان آموز در معرض آن قرار دارد. چامسکی این ویژگیها بنیادین را به دستور همگانی منتسب میکند. در نتیجه دستور همگانی شامل یک سری اصول (principles) است که وجه اشتراک همه زبانها هستند و زبانهای مختلف جملگی این اصول را رعایت میکنند. و از طرف دیگر دستور همگانی شامل تعدادی پارامتر (parameters) نیز هست. هر پارامتر (دکتر مشکوة الدینی آنرا عامل متغییر مینامد) دارای دو ارزش یا دو وضعیت است که زبانها از بین آن دو، دست به انتخاب میزنند.

بعنوان مثال، پارامترِ هسته-متمم دارای دو ارزش است. بعضی از زبانها ارزش هسته آغازین (هسته-متمم) را برمیگزینند و برخی دیگر ارزش هسته پایانی(متمم-هسته) را ترجیح میدهند.

انتخابی که زبانها از بین دو ارزش یا دو وضعیت هر پارامتر میکنند توجیه گر تنوعی است که در ساخت زبانها مشاهده میشود.

چامسکی در تفهیم دیدگاه خود نسبت به دستور همگانی اینگونه توضیح میدهد که این دستور در حقیقت مرحله آغازین یا مرحله صفر ( Pre-linguistics initial state= Si یا Zero state= S0) میباشد که حاوی دانش زبانی ذاتی کودک در بدو تولد است و زمانیست که کودک هنوز در معرض داده های یک زبان خاص قرار نگرفته است. دانش زبانی کودک در این مرحله شامل همین "اصول و پارامترها" است. تجربه (داده های زبانی که در محیط اطراف کودک به آن گفتگو میشود) باعث میشود که ارزش این پارامترها انتخاب و تثبیت شود. بدین معنا که کودک فارسی زبان ارزش متمم-هسته و یک کودک انگلیسی زبان ارزش هسته-متمم را تثبیت خواهد نمود. چامسکی این مرحله از دستور را دستور کانونی مینامد.

دستور همگانی؛ زیر مجموعه هایی متشکل از قواعد و اصول

از نظر چامسکی دستور همگانی متشکل از چند زیر مجموعه است که با یکدیگر در ارتباط و تعامل هستند و میتوان به آنها از زوایای مختلف نگریست. هریک از این زیر مجموعه ها در حقیقت یک حوزه زبانی مستقل هستند که با حوزه زبانی دیگر در ارتباط است بدین صورت که برونداد یک حوزه درونداد حوزه دیگر است. چامسکی این نگرش به دستور را نگرش حوزه ای مینامد و معتقد است میتوان به این حوزه ها که در حقیقت زیر مجموعه های تشکیل دهندۀ دستور همگانی هستند، از دو زاویه نگریست:

زاویه اول: این زیر مجموعه ها بخشهای مختلفی دارند که خود مجموعه ای از قواعد زبانی اند که چامسکی آنها را زیر مجموعه های متشکل از قواعد زبانی مینامد و عبارتند از:

-         واژگان

-         نحو (که خود درای دو زیر گروه است: بخش مقوله ای و بخش گشتاری)

-         بخش صورت آوایی

-         بخش صورت منطقی

زاویه دوم: چامسکی در این منظر به زیر مجموعه های تشکیل دهنده دستور همگانی به عنوان زیر مجموعه هایی متشکل از اصول یاد میکند. زیر مجموعه های متشکل از اصول عبارتند از:

-         نظریه تحدید

-         نظریه حاکمیت

-         نظریه تتا

-         نظریه مرجع گزینی

-         نظریه حالت

-         نظریه نظارت

در ادامه به بررسی این اصول مختلف به صورت کاملا خلاصه میپردازیم تا به موضوع اصلی بحث یعنی نظریه تتا برسیم.

نظریه تحدید: این نظریه میزان حرکت یک سازه را مشخص میکند و اصلی که در این نظریه جاریست اصل همجواری است. جوهره اصل همجواری اینست: "حرکت یک سازه فراتر از یک مقوله یا گره تحدید مردود است."

نظریه حاکمیت: مفهوم حاکمیت در دستورهای سنتی و زبانشناسی غیر زایشی هم بکار رفته است. در آن آثار حاکمیت به مفهوم حاکمیت افعال بر مفعول صریح خود و حاکمیت حروف اضافه بر گروههای اسمی وابسته خود بکار میرفت. و جالب آنکه حاکمیت شرط لازم برای تعیین حالتهای نحوی (انواع مفعول) بود. در نظریه حاکمیت و مرجع گزینی مفهوم حاکمیت نسبت به دستور سنتی قدری تعدیل یافته و بزبان صوری شده نیز بیان گشته است. مفهوم اصلی حامیت در این نظریه اینست:“رابطه بین هستۀ یک ساخت و مقوله های وابسته آن.”

نظریه حالت: در نظریه حاکمیت و مرجع گزینی از بین چهار مقوله عمده یعنی اسم، فعل، صفت و حرف اضافه تنها فعل و حرف اضافه حالت بخش هستند.

نظریه نظارت: نظریه نظارت ارجاع ضمیر انتزاعی یعنی PRO را تعیین میکند و جایگاه عملکرد آن سطح صورت منطقی زبان است. ضمیر انتزاعی ضمیر نامرئی است که همچون ضمیرهای مرئی دارای مشخصه های شمار، شخص و جنس میباشد اما فاقد تجلی آوایی یا تلفظ است.

نظریه مرجع گزینی: این نظریه بسیار مهم است و بهمین دلیل در نامگذاری نظریه نیز بخشی از نام آن بکار رفته است. در این نظریه عبارت اسمی به سه دسته تقسیم میشود: مرجعدارها، ضمیرها و عبارات ارجاعی. در این نظریه این سه گروه در چندین مقوله مورد بررسی قرار میگیرند. این مقوله ها عبارتند از مقوله حاکم، مقید بودن و مقوله تهی. برای مطالعه کامل این گروهها و مقوله ها به کتاب زبانشناسی نظری دکتر دبیر مقدم صفحات 472 تا 488 مراجعه نمایید.

و اما در نهایت به آخرین نظریه و موضوع این نوشتار یعنی نظریه تتا یا -Theory Ѳ  میپردازیم.

نظریه تتا

یکی دیگر از زیر مجموعه های اصول نظریه تتاست، که به بررسی و تعیین حالتهای معنایی همچون عامل، پذیرا، مبدأ و ... میپردازد. همانطور که در ابتدای این مقاله نیز بیان شد نام تتا از اصطلاح thematic roles یا نقشهای پذیرنده نشأت میگیرد. نقشهای تتا اساساً و ماهیتاً همان حالتهای معنایی هستند که در دستور حالت مورد بحث قرار گرفته بودند. اگرچه امروزه دیگر دستور حالت به عنوان یک نظریه زبانی مطرح نیست اما همانگونه که میبینید مفاهیم بنیادی آن بصورت زیر ساخت در اصول نظریه حاکمیت و مرجع گزینی مطرح است.

آنچه را که ما در نظریه حاکمیت و مرجع گزینی بنام نقشهای تتا میشناسیم در حقیقت شکل تکامل یافته و یا کامل همان حالتهای معنایی است که چارلز فیلمور در نظریه دستور حالت خود به تفضیل از آن سخن گفته است.

مبانی نظریه دستور زبان حالت در طی سه مقاله در سالهای 1968، 1969 و 1979 توسط چارلز فیلمور منتشر شد. دستور حالت نیز رویکردی زایشی دارد و در دهه 1970 بسیار تاثیر گذار بود. در دستور حالت نبایستی کلمه case  را در معنای سنتی آن (فاعل ، مفعول، و ...) دانست بلکه در اینجا حالتهای معنایی مد نظر است. در این دستور زبان فعل به دیگر ارکان جمله حالت میدهد. 

 نقشهای تتا و تعاریف مربوط به هریک

آنچه در ادامه میآید تعاریفی از نقشهای تتا یا حالتهای معنایی است. اما نکته قابل توجه اینست که هنوز تعریفی دقیق و کامل برای این نقشها ارئه نشده است.

1)    کنشگر ، عامل یا عامل مطلق (Agent) : این نقش به کسی که آگاهانه و بصورت ارادی کاری را انجام دهد اطلاق میشود. توجه دارید که حالت آگاهانه در اینجا حالت کلیدی دارد.                                                

  علی حسن را کتک زد.

2)   عامل بالقوه(Potential agent): این نقش به عنصری از جمله داده میشود که انجام عمل بصورت بالقوه به آن مربوط میشود و حالت ارادی و آگاهانه ندارد.                                                               

      باران خسارت به بار آورد.

3)   کنش پذیر یا پذیرا (Patient): اسمی را گوییم که عمل فعل بر آن واقع میشود و نتیجه فعل به آن معطوف میگردد. این حالت میتواند به کسی یا چیزی اطلاق شود که مورد بهره کشی قرار گرفته است.                     

 علی سیب را خورد.

4)   تجربه گر یا اثر پذیر(experiencer):  زمانیکه اسمی دارای حواس باشد و پدیده ای را حس کند در اینصورت نقش آن اسم تجربه گر خواهد بود. این نقش در جملات دارای افعال حسی مشاهده میشود. در واقع تجربه گر یا اثر پذیر عملی را انجام نمی دهد بلکه حالت غیر فیزیکی و غیر ملموس را حس میکند.

پدرم شعرهای حافظ را دوست دارد.

5)     نقش جایگاهی یا محلی (location) : محلی که عمل در آن اتفاق می افتد یا موقعیتی که فعل آنرا ارائه میکند.

رضا در کرمان زندگی میکند.

6)   نقش ابزاری (instrumental) : ابزار و وسیله ای که توسط کنشگر برای انجام کاری مورد استفاده قرار گیرد دارای نقش ابزاریست. توجه کنید کنشگر از ابزار استفاده میکند.

علی با اتوبوس به مدرسه میرود.

7)     نقش زمانی (time) : عنصری که به زمان وقوع فعل اشاره دارد.

آنها فردا خواهند آمد.

8)     مبدأ (source) : نقش اسمی که فعل از آن آغاز میشود را گویند. به مبدأ، کنشزا هم می گویند.

علی کتاب را از فروشگاه خرید.

9)      هدف(Goal): عنصریست که فعل بسوی آن متوجه است.

تیر بسوی نشانه حرکت کرد.

10)    بهره پذیر(Benfective): عنصریست که از وقوع فعل منتفع می شود و نفع میبرد.

علی برای مریم کتاب خرید.

11)  تحققی(factitive) :حالت شیء یا پدیده ایست که ما حصل عمل یا وضعیت است که فعل آنرا مشخص میکند و یا اینکه بخشی از معنای فعل است:

John made a chair.

John dreamed a dream about Mary.

12)   حالت همراهی(Comitative): حالت اسم جانداری که اسم جاندار دیگری را همراهی میکند.

علی همراه رضا از در بیرون رفتند. John is with his brother.                                                   

13) حالت مفعولی (objective): از نظر معنایی خنثی ترین حالت است و عبارت است از حالت هر اسمی که نقش آن در عمل یا وضعیتی که فعل مشخص میکند بر اساس تعبیر معنایی خود فعل مشخص میشود. مثل john در جمله بالا.

 

 

به رغم شباهت بین دستور زایشی و دستور حالت افرادی مثل چامسکی آنرا رد کرده اند. بعنوان مثال چامسکی معتقد است که دستور حالت سطح ژرف ساخت نحوی مستقل و نیز تاثیر برخی از گشتارهای دستوری بر تعبیر معنایی جمله را نادیده گرفته میگیرد. چامسکی این موضوع را به اثبات رساند که با استفاده از دستور زبان حالت، تفاوت معنایی میان جمله های مشابه مشخص نمیشود.

بهر حال دستور زبان حالت تا اواسط دهه 70 بیشتر دوام نیاورد و در آنزمان دیگر زبانشناسان به آن توجهی نداشتند.

 

                                                                                               سید مهدی سعید بنادکی

                                                                                                          تهران 1387

www.linguist87.blogfa.com

 

 

 

 

منابع و مآخذ:

1-     دبیر مقدم، محمد، 1379، زبانشناسی نظری، فصل 9 – 7 ، صفحه 420 به بعد  

2-     حق شناس، علی محمد، 1370، تاریخ مختصر زبانشناسی (ترجمه) آر.اچ.رابینز، نشر مرکز، فصل آخر

3-     مشکوة الدینی، مهدی، 1381، سیر زبانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، فصل 14  و   16

4-     خیر ابادی، رضا، 1384، زبانشناسی همگانی، انتشارات کتابخانه فرهنگ، فصل 5 نحو