رده شناسی تاریخی - تصریفی
زبانشناسان همواره در طول تاریخ مطالعاتشان درباره زبان ها سعی نموده اند، که آنها را به نوعی دسته بندی نمایند. برای دسته بندی زبان ها هم نیاز بوده است، که ملاک ها و معیار هایی وجود داشته باشد، تا بتوان این زبان ها را طبقه بندی نمود. یک از این ملاک ها ملاک شباهت میان زبان ها بوده است. شباهت ساختاری میان زبان ها باعث شد، که در دوره خاصی در زبانشناسی تاریخی توجه زیادی به ساختواژه زبان ها بشود. مراد از ساختواژه بررسی ساختار درونی واژه های یک زبان است. به زبان ساده تر ساختواژه مطالعه و بررسی این مسئله است، که واژه های یک زبان از چه عناصری ترکیب می شوند، و چه فرآیند های اشتقاق و تصریفی را دارا هستند.
مطالعات ساختواژی زبانشناسان تاریخی را خصوصاً آلمانی ها را که اقدم در مطالعات زبانی هستند، به این مسئله رهنمون سازد، که زبان ها را می توان از نظر ساختار واژه ای به طبقاتی تقسیم نمود. این نوع دسته بندی را دسته بندی رده شناختی یا دسته بندی نوعی می گویند. بر مبنای شباهت های ساختواژه زبان ها شلگل زبان های دنیا را به دو دسته تقسیم می کند:
-
زبان هایی که در واژه های خود تنها یک عنصر دارند: (زبان های تکواژی)

languages isolative زبان هایی همچون زبان چینی که هر واژه تنها از یک تکواژ تشکیل شده است. در مقایسه با فارسی که در واژه ها ممکن است، یک دو یا سه تکواژ و بیشتر وجود داشته باشد. دانشمند تشکیل شده است از دان+ ش+ مند
-
زبان هایی که هر واژه می تواند از بیش از یک تکواژ تشکیل یابد:
آ. زبان های پیوندی( در این زبان ها که مانند ترکی است، هر واژه از تکواژهایی تشکیل یافته است، که به طور خطی به هم متصل می شوند، مانند مثال دانشمند از فارسی)
ب. زبان های صرفی(در این زبان ها یک واژه از چندین تکواژ تشکیل می شود، اما این ترکیب تکواژی مانند زبان های پیوندی خطی نمی باشد، بلکه ساختار واژه می شکند، و مرز تکواژ ها مشخص نمی شود. مثلا در لاتین ساختار واژه می شکند، و عناصری به آن افزوده می شود، که شکل واژه تغییر می کند، و اما نمی توان مرز تکواژ ها را شناخت.
اما طبقه بندی دیگری نیز از سوی ساپیر مردم شناس و زبان شناس آمریکایی آغاز قرن بیستم ارائه شده است، که تقسیم بندی جدید تری است:
|
زبان های تحلیلی analytic که واژه های تنها از یک تکواژ تشکیل می شوند. مانند چینی | |
|
زبان های ترکیبی |
زبان های تصریفی inflecting مانند لاتین |
|
زبان های پیوندی Agglutinating مانند ترکی | |
|
زبان های انضمامیincorporating مانند زبان های اسکیمو | |
زبان های درون وندی infixing نیز جدیداً اضافه شده است، که زبان عربی جز آن زبان ها می باشد.
اما این تقسیم بندی اشکال هایی هم دارد، و آن این که بسیاری از زبان ها را نمی توان در این تقسیم بندی شرکت داد، برای مثال زبان فارسی که هم می تواند پیوندی باشد، و هم درون وندی چون واژگان فارسی هم ساختار هایی مانند دانشمند را دارند، و هم واژگان وام گرفته از عربی را که infixing می باشند. مانند عالم.
از این روی زبانشناسان علاوه بر این نوع از طبقه بندی به ملاک دیگری نیز برای طبقه بندی رجوع نمودند، و آن مبنای خویشاوندی زبان ها بوده است. خویشاوندی زبان ها باز می گردد، به این فرض که شباهت میان زبان های دنیا یک مورد اتفاقی نیست و ناشی از این مسئله است، که این زبان هایی که با هم شباهت های ساختناری متعددی دارند، از یک نیای مشترک منشعب شده اند. و این فرض هم از اشتنتاج های سر ویلیام جونز نشات گرفته است. سر ویلیام جونز در 1786 در یک سخنرانی ادعا نمود که شباهت میان زبان های سانسکریت، با لاتین و یونانی ناشی از این مسئله است، که این زبان ها از یک نیای مشترک سرچشمه گرفته اند. بعدها زبانشناسان بر مبنای همین نظر دنباله کار را به دست گرفتند، به گونه ای که توانستند، خانواده های زبانی مختلفی را شناسایی نمایند. از جمله معروفترین این خانواده ها خانواده های زبانی هندواروپایی و خانواده زبانی سامی- حامی است. زبان های هندو اروپایی که جدول آن در واژه نامه وبستر آمده است، تشکیل شده از زبان های ژرمانی، هندو ایرانی، ایتالی، بالتو اسلاویک، ارمنی، یونانی، و ....
زبانشناسان همواره در طول تاریخ مطالعاتشان درباره زبان ها سعی نموده اند، که آنها را به نوعی دسته بندی نمایند. برای دسته بندی زبان ها هم نیاز بوده است، که ملاک ها و معیار هایی وجود داشته باشد، تا بتوان این زبان ها را طبقه بندی نمود. یک از این ملاک ها ملاک شباهت میان زبان ها بوده است. شباهت ساختاری میان زبان ها باعث شد، که در دوره خاصی در زبانشناسی تاریخی توجه زیادی به ساختواژه زبان ها بشود. مراد از ساختواژه بررسی ساختار درونی واژه های یک زبان است. به زبان ساده تر ساختواژه مطالعه و بررسی این مسئله است، که واژه های یک زبان از چه عناصری ترکیب می شوند، و چه فرآیند های اشتقاق و تصریفی را دارا هستند.
مطالعات ساختواژی زبانشناسان تاریخی را خصوصاً آلمانی ها را که اقدم در مطالعات زبانی هستند، به این مسئله رهنمون سازد، که زبان ها را می توان از نظر ساختار واژه ای به طبقاتی تقسیم نمود. این نوع دسته بندی را دسته بندی رده شناختی یا دسته بندی نوعی می گویند. بر مبنای شباهت های ساختواژه زبان ها شلگل زبان های دنیا را به دو دسته تقسیم می کند:
-
زبان هایی که در واژه های خود تنها یک عنصر دارند: (زبان های تکواژی)
languages isolative زبان هایی همچون زبان چینی که هر واژه تنها از یک تکواژ تشکیل شده است. در مقایسه با فارسی که در واژه ها ممکن است، یک دو یا سه تکواژ و بیشتر وجود داشته باشد. دانشمند تشکیل شده است از دان+ ش+ مند
-
زبان هایی که هر واژه می تواند از بیش از یک تکواژ تشکیل یابد:
آ. زبان های پیوندی( در این زبان ها که مانند ترکی است، هر واژه از تکواژهایی تشکیل یافته است، که به طور خطی به هم متصل می شوند، مانند مثال دانشمند از فارسی)
ب. زبان های صرفی(در این زبان ها یک واژه از چندین تکواژ تشکیل می شود، اما این ترکیب تکواژی مانند زبان های پیوندی خطی نمی باشد، بلکه ساختار واژه می شکند، و مرز تکواژ ها مشخص نمی شود. مثلا در لاتین ساختار واژه می شکند، و عناصری به آن افزوده می شود، که شکل واژه تغییر می کند، و اما نمی توان مرز تکواژ ها را شناخت.
اما طبقه بندی دیگری نیز از سوی ساپیر مردم شناس و زبان شناس آمریکایی آغاز قرن بیستم ارائه شده است، که تقسیم بندی جدید تری است:
|
زبان های تحلیلی analytic که واژه های تنها از یک تکواژ تشکیل می شوند. مانند چینی | |
|
زبان های ترکیبی |
زبان های تصریفی inflecting مانند لاتین |
|
زبان های پیوندی Agglutinating مانند ترکی | |
|
زبان های انضمامیincorporating مانند زبان های اسکیمو | |
زبان های درون وندی infixing نیز جدیداً اضافه شده است، که زبان عربی جز آن زبان ها می باشد.
اما این تقسیم بندی اشکال هایی هم دارد، و آن این که بسیاری از زبان ها را نمی توان در این تقسیم بندی شرکت داد، برای مثال زبان فارسی که هم می تواند پیوندی باشد، و هم درون وندی چون واژگان فارسی هم ساختار هایی مانند دانشمند را دارند، و هم واژگان وام گرفته از عربی را که infixing می باشند. مانند عالم.
از این روی زبانشناسان علاوه بر این نوع از طبقه بندی به ملاک دیگری نیز برای طبقه بندی رجوع نمودند، و آن مبنای خویشاوندی زبان ها بوده است. خویشاوندی زبان ها باز می گردد، به این فرض که شباهت میان زبان های دنیا یک مورد اتفاقی نیست و ناشی از این مسئله است، که این زبان هایی که با هم شباهت های ساختناری متعددی دارند، از یک نیای مشترک منشعب شده اند. و این فرض هم از اشتنتاج های سر ویلیام جونز نشات گرفته است. سر ویلیام جونز در 1786 در یک سخنرانی ادعا نمود که شباهت میان زبان های سانسکریت، با لاتین و یونانی ناشی از این مسئله است، که این زبان ها از یک نیای مشترک سرچشمه گرفته اند. بعدها زبانشناسان بر مبنای همین نظر دنباله کار را به دست گرفتند، به گونه ای که توانستند، خانواده های زبانی مختلفی را شناسایی نمایند. از جمله معروفترین این خانواده ها خانواده های زبانی هندواروپایی و خانواده زبانی سامی- حامی است. زبان های هندو اروپایی که جدول آن در واژه نامه وبستر آمده است، تشکیل شده از زبان های ژرمانی، هندو ایرانی، ایتالی، بالتو اسلاویک، ارمنی، یونانی، و ....
(عکس وبلاگ: لوگوی زبانشناسی)