زبان آموزی کودک (2)
دیدگاه فطری بودن اکتساب زبان
کودکان به مراتب بهتر از بزرگسالان ، یادگیرندگانِ تخصصی زبان هستند . اگر ما بزرگسالان بخواهیم به فراگیری زبان دوم بپردازیم ، با تلاش زیاد موفق می شویم . این گونه به نظر می رسـد که یک سری توانایی های فطری در امر یادگیری زبان وجود دارد ، و این مسأله در مورد هر زبانی نیز صادق است .
کودکان زبان مادری خود را یاد می گیرند . با این وجود ، ظرفیّت یادگیری هر زبانی را نیز دارند . کودکی که در انگلستان به دنیا آمده ، امّا ، زبان دیگری را شـنیده ، آن زبان را خـواهد آمـوخت . بنابراین ، توانایی یادگیری نابسته به فرهنگ است .
این حقیقت که انسان ها قادربه یادگیری زبان هستند ، روان شناسان را براین عقیده رهنمون داشته که کودکان برنامه ریزی فطری برای آموختن زبان دارند .
به اعتقاد چامسکی (1959 ) ، انسان ها دارای مهارت های خاصی هستند که آنهـا را قـادر به یـادگـیری زبان می کـند .
چـامسکی مـخالف ِ بـاورهـای رفتارگرایی نسبت به اکتساب زبان بود.
بعدها که اسکینر( به عنوان نمایندۀ رفتار گرایی ) الگوی شرطی شـدن عامل را بنیان نـهاد ، از اصول شرطی شدن عامل برای تبیین اکتساب زبان استفاده کرد .
به زعم اسکینر کودکان زبان را از طریق تقویت می آموزند ، به این صورت که والدین گفته های کودک را از طریق شکل دهی تأیید می کنند . براساس نظر چامسکی ، مشخص می شود که دیدگاه رفتارگرایی از تبیین خلاقیت و خطا پذیری قواعد زبان عاجز است .
به اعتقاد چامسکی ، کودکان فرضیه هایی ، را دربارۀ قواعد زبان تدوین می کنند . این فریضه ها به واسطۀ توانائی های فطری به صورت فطری سـاخـته می شـوند . کودکان ، استـفـاده از فرضیه ها را از طریق پارامتر های مبتی بر زبان تحت کنترل خود را درمی آورند ( چامسکی ، 1986 ) .تصور تأیید چنین تبیینی ، ازشواهد تجربی مشکل است . اما ، پژوهش های طبیعت گرایانه تا اندازه ای از دیدگاه فطری بودن حمایت می کنند . برای مثال ، والدین تمایل دارند با کودکان خود با مجموعۀ محدودی از کلمات و عبارات ، که مختصر و از نظر دستوری درست هستند ، صحبت کنند ( هاریس و کولتیرت ، 1986 ). این زبان ساده که اندیشه نام دارد ، کودکان را آماده می کند تا واژگان درونی را به راحتی بر اساس آزمون فرضیه تحلیل کنند .
بنابر این ، می بینیم که سؤال نحوۀ اکتساب زبان توسط کودکان ، سؤال سختی است ، و با شواهد قابل آزمون پاسخگویی به آن مشکل است . علاوه براین ، ارتباط تنگاتنگی بین اکتساب زبان و درک کودک از شنیدن کلمات وجود دارد . شکاف بزرگی نیز بین درک زبان و تولید زبان وجود دارد . این شکاف مبیّن این حقیقت است که توانائی شناختی عمیقی در این کار دخیل است تا تقلید صرف ( باتیزو همکاران 1988) . با این وجود، کودکان کلماتی را نیز بر زبان جـاری مـی سـازنـد که به درستی مـعـنی آن را نمی دانـنـد . به عقیدۀ باتیز و همکاران دو نوع رشد واژگانی وجود دارد ، یکی مبتنی بر درک مطلب و دیگری مبتنی بر یادگیری طوطی وار.تمام موارد فوق الذکر نشان دهندۀ پیچیدگی اکتساب زبان هستند .
به غیر از وجود مجموعۀ پیچیده ای از فرایندهای دخیل در زبان آموزی ، به نظر می رسد دوره های حساس نیز برای اکتساب زبان وجود داشته باشد .
از نظر زیستی دوره های خاصی برای زبان آموزی وجود دارد. این دوره های خاص ، که از پیش تعیین شده اند ، دوره های حساس نام دارند . اگر کودکی بخش های از زبان را در این دورۀ حساس فرا نگیرد و این زمان سپری شود ، در این صورت ، هرگز قادر به فراگیری زبان نخواهد بود ( لنه برگ 1967 ) .
از خیلی وقت پیش ثابت شده بخش های از مغز که در ارتباط با زبان هستند تا دو سال اول زندگی رشد می یابند . رشد این قسمت مغز در ارتباط با یادگیری سریع کلمات جدید است .برای مثال ، در آغاز ورود به مدرسۀ کودکان نهایتا ً روزانه 20 کلمۀ جدید یاد می گیرند ( گلدمن راکیک 1987 ) . اگر باور ندارید اینک سعی کنید به یادگیری زبان دوم ، و یا حتی زبان مادری خود ، بپردازید .
چامسکی از شواهد فوق به نفع وجود توانایی های فطری برای اکتساب زبان بهره گیری می کند . وی بیان می دارد مغز ما انسان ها از هنگام تولد به اتصالات عصبی مجهز است این اتصالات عصبی به رشد بخش های مربوط به مغز و اکتساب زبان کمک می کند. چامسکی این اتصالات عصبی را ابزار اکتساب زبان یا LAD نام گذاری می کند ( چامسکی،1972 ). درست است که به هنگام تولد دارای ابزار اکتساب زبان هستیم ولی این ابزار در سایۀ محیط اجتماعی مناسب به منصۀ ظهور می رسد . شواهد دیگری که از اندیشۀ « فطری بودن » زبان حمایت می کنند بر شباهت داشتن قسمت هایی از یک زبان تکیه می کنند . این شباهت در تمام زبان ها وجود دارد . تعداد محدودی واج در زبان گفتاری ما وجود دارد . اماّ تعداد بی شماری صدا بر اساس این واج ها می سازیم . زبان انگلیسی دارای 40 واج است . اگر تمام این واج هایی را که می شناسیم در کنار هم دیگر قرار دهیم فقط به برخی از صداهایی که در برگیرندۀ زبان گفتاری هستند دست می یابیم .
واج ها و واژک ها ، واحد های بزرگتری را از طریق ساختار سلسله مراتبی شکل می دهند . علاوه بر این ، تمام زبان ها کاملاً پیشرفته هستند و می توانند اندیشه هایی را که یک گروه فرهنگی به آن نیاز دارد منتقل کنند . این مطلب که زبان نمی تواند مفاهیم مربوط به تحلیل های ِ فلسفی سطح بالا را منتقل کند ، به این معنی نیست که زبان یا گروه فرهنگی متعلق به آن زبان ، از نظر شناختی ضعیف یا نا پخته هستند . این مسأله صرفاً مبین این واقعیت است که اهل آن زبان موضوعات مهمتری برای گفتگو دارند .
بنابر این با مشاهده و بررسی زبان های دنیا ، روان شناسان زبان به «دیدگاه فطری » زبان رهنمون شدند . تمرکز این دیدگاه روی ساختار زبان ، نحوۀ پردازش و درک زبان توسط انسان ها است . دو سطح برای ساختار وجود دارد ساختار ظاهری و ساختار باطنی .ساختار ظاهری اشاره بر کلمات و مکان آن ها در جمله دارد . ساختار باطنی مبین معنی زیر بنایی زبان است . قواعدی که دو ساختار ظاهری و باطنی را به هم دیگر ربط می دهد ، دستور زبان گشتاری نام دارد . ( چامسکی ، 1957 ) .
هدف اصلی رویکرد فطری دانستن زبان افزایش دادن درک ما نسبت به چنین دستور زبان ها است . علاوه براین ، این رویکرد ، افزایش آگاهی انسان ها نسبت به نحوۀ استفاده انعطاف پذیر از زبان را سرلوحۀ کار خود قرار داده است .
دیدگاه پردازش اطلاعات نسبت به اکتساب زبان
منتقدان دیدگاه رفتار گرائی بیان می کنند که دیدگاه رفتار گرایی توجیهی برای وجود خلاقیت در زبان ندارد . منتقدان دیدگاه فطری بودن زبان عقیده دارند که این دیدگاه تبیینی از چگونگی اکتساب زبان ارایه نمی دهد . علاوه بر این منتقدان دیدگاه فطری بودن زبان بیان می کنند که این دیدگاه کنترل و نظارتی روی نحوۀ استفاده از زبان ندارد . دیدگاه فطری بودن زبان اساساً یک دیدگاه زبان شناسی است تا روان شناسی .
به همین خاطر این دیدگاه را علی رغم عدم پاسخگوئی به برخی از سؤالات اساسی رد نمی کنیم . رویکرد پردازش اطلاعات به بررسی توانائی های ذهنی دخیل در زبان می پردازد . علاوه بر این این رویکرد به دنبال بررسی توانائی ذهنی با سایر ظرفیت ها است .
رویکرد پیاژه ای دربارۀ رشد شناختی بسیار روی رویکرد پردازش اطلاعات تأثیر گذاشته است .
پیاژه علاقمند بود بداند چگونه کودکان در گذر از مراحل متمایز اما مرتبط رشد شناختی به سوی اندیشۀ بزرگسالی ، از زبان استفاده می کنند .
دانش مبتنی بر زبان برای استفادۀ مناسب از زبان ناکافی است . بنابراین به همراه رشد دانش مبتنی بر زبان باید مفاهیم مرتبط با آن نیز افزایش یابد . رویکرد پردازش اطلاعات ، بیشتر روی درون داد محیطی به عنوان تجربه کودک تأکید دارد . به اعتقاد پیروان رویکرد پردازش اطلاعات ، درون داد های محیطی ، اکتساب دانش و زبان را تسهیل می کند .( مورگان ، 1990 ) .
هر یک از دیدگاه های فوق الذکر نقاط قوت خود را دارد . این امکان وجود ندارد که هر یک از دیدگاه های مذکور تبیین کاملی از اکتساب زبان ارایه دهد . به احتمال زیاد ترکیب این دیدگاه ها ، در جهت دستیابی به دیدگاه درست مفید فایده است . پس از بررسی روش های اکتساب زبان نوبت به بررسی چگونگی رشد زبان می رسد . این مطلب نسبت به آنچه که در ابتدا به نظر می رسد اندکی ساده تر است . چراکه مراحل رشد زبان را به موازات رشد یافتگی کودک به راحتی می توان مشاهده کرد .
مراحل رشد زبان
این گونه به نظر می رسد که وجود چند عامل در زبان آموزی مهم باشد . شیرخوارگان ، موجودات بسیار اجتماعی هستند . آن ها افراد را به عنوان بخشی از محیط پیرامون خود بسیار جالب می یابند . شیرخوارگان ضمن این که روی افراد متحرک پیرامون خود تمرکز می کنند ، با چشم شان نیز آنها را تعقیب می کنند . همچنین ، صداهای مختلف توجه شیرخوارگان را به خود جلب می کند . کودکانی که بدون تماس با انسان ها پرورش یاقته اند( این کودکان ، کودکان وحشی نام دارند) محیط زبانی فقیر و ضعیفی دارند .
این کودکان فاقد رشد زبان هستند ، از این رو نسبت به پاسخ دهی به صداهای اولیه ای که تولید می کنند ، ضعیف هستند.
بنابر این عامل مهم برای رشد زبان ، تعامل اجتماعی است . علاوه براین، شیر خوارگان به هنگام تولد قادر به تولید صدا هستند . آن ها مجهز به تمام ابزارهای مورد نیازشان هستند( می توانید این مطلب را ا ز هر پدر و مادری که شیرخوا ر تازه به دنیا آمده ای دا رند بپرسید ). همچنین، شیر خوارگان تمام صداهایی را که در طول مدت غان و غون کردن تولید می کنند ، امتحان می کنند . (به سطور پائین تر مراجعه کنید ).
امروزه حتی مشخص شده تمام شیرخوارگان به هنگا می که داخل رحم هستند قادر به تشخیص و تمایز صداهای خاص هستند . آنها صدای مادر را به صداهای دیگر ترجیح می دهند . (چرا که در دوران درون رحمی صدای مادر را بیشتر از هر کس دیگری شنیده اند) . حتی آزمایش ها نشان داده اند شیرخوارگان برخی داستان ها را نسبت به داستان های دیگر ترجیح می دهند .
کودکان بین سنین یک تا چهار ماهگی قادر به تشخیص و تمایز دادن میان واج ها هستند . اگر صدای معینی به شیرخوار نواخته شود ، و لازمۀ شنیدن صدا مکیدن بطری شیر باشد . در این صورت،نرخ مکیدن تا زمان خوگیری کودک به آن واج افزایش خواهد یافت . وقتی نرخ مکیدن نسبت به یک صدا کاهش یابد ، نواختن صدای متفاوت بار دیگر نرخ مکیدن را افزایش خواهد داد .
بنابراین ، کودکان زمینۀ زبان آموزی را دارند. چند مرحلۀ مشخصی برای رشد زبان وجود دارد . این مراحل ضرورتاً مجزا نیستند . همچنین، گذر از یک مرحله به مرحلۀ دیگر ضرورتاً در همه یکسان نیست . علاوه براین ، سنین در نظر گرفته شده برای هر مرحله صرفاً یک رهنمود هستند.
بسیاری از نگرانی های والدین از خواندن کتاب های مختص کودکان ناشی می شود . چرا که در این کتاب ها نوشته شده اگر کودکی کلمات مربوط به گروه سنی خود را به کار نبرد ، جایی از کار ایراد دارد . مراحل رشد زبان تحت تأثیر عوامل زیادی قرار دارد نمونه ای از این عوامل عبارتند از . رشد بسیار سریع دیگر مهارت های شناختی و حرکتی، که ممکن است یه میزان زیادی رسش را افزایش دهد، و عامل ساده ای چون ترتیب تولد .
بسیاری از والدین مشاهده می کنند فرزندان دوم یا سوم خانواده نسبت به اولین کودک ، کلمات اندکی به کار می برند. شاید علت این مسأله این باشد که فرزندان اول با خواهران و برادران کوچک تر از خود صحبت می کنند . مراحل رشد زبان ، رشد ذهنی و رشد حرکتی همگی قابل مشاهده و قابل آزمون هستند . هنگامی که شیر خوار درمرحلۀ نوزادی است ،گریه های وی را تماماً به طور یکسان می شنویم . اما، پس از چندی شیر خوارگان به طور متفاوت گریه می کنند .
والدین پس ازچندی معنی گریه های شیر خوار خود را متوجه می شوند . برای مثال ، والدین پی می برند که گریه های شیر خوار ناشی از گرسنگی است یا خراب کاری .بعلاوه ،این مسأله در بین تمام شیر خوارگان جهان دیده می شود . به عبارت دیگر، جنبۀ جهانی دارد .
هر چند گریه کردن کاملاً بازتابی است و مستلزم تلاش برای انتقال معنی آن نیست ، اما بدون تردید گریه کردن ریه های شیر خوار را قوی می کند . گریه های یک کودک نوباوه به حدی است که نمی توان نسبت به آن بی توجه ماند . حتی هنگامی که والدین شیر خوار در کنارش نباشند . افرادی که والدین اونیستند به طور ذاتی به گریه های شیر خوار عکس العمل نشان می دهند . فرض کنید که در خانه ای زندگی می کنید که در خانۀ مجاور شما کودک شیر خوار وجود دارد . ( و دیوار نازکی بین خانۀ شما و خانۀ همسایه قرار دارد ، ببینید از صدای گریه های او می توانید به خواب روید).
بغ بغو کردن منجر به قوی شدن تارهای صوتی می شود . با اضافه شدن حروف بی صدا به بغ بغو کردن. شکل دیگری از صوت به نام غان وغون کردن آغاز می شود . متأسفانه از نظر والدین فداکار و عاشق فرزندان ، شیر خوارگان « بابا یا مامان » را بر زبان نمی آورند . بلکه گروهی از اصوات را امتحان می کنند . برخلاف گریه کردن و بغ بغوکردن، غان و غون کردن جهانی نیست . اما بسیار رایج است و تحت تأثیر زبان مادری قرار دارد . این امکان وجود دارد که ملیّت یک شیرخوار را از طریق گوش دادن به صدای غان و غون کردن ضبط شدۀ وی روی نوار تشخیص دهیم . این پدیده به غان و غون کردن نزولی مشهور است . به این معنی که تولید اصوات توسط کودکان محدود به آن اصواتی است که از اطرافیان خود شنیده اند . علاوه بر این، کودکان از آن الگوهای مربوط به آهنگ زبان شناسی( خیز و افت های اصوات گفتاری ) استفاده می کنند ، که در زبان مادری شان وجود دارد . اگر بیشتر دقت کنیم می بینیم که غان و غون کردن غالباً صدایی چون گفتار واقعی دارد .
آیا کودکی که غان وغون نکرده ، اولین کلمات را درحول و حوش 12 ماهگی بر زبان می آورد ؟ کودک از یک کلمه یا واژه برای بیان و انتقال تمام اندیشۀ خویش استفاده می کند . از این رو ، این مرحله ، مرحله هام کلمه ای یا هام واژه ای نام دارد . معنی گفتۀ کودک بر اساس موقعیتی که آن را بیان کرده مشخص می شود . این مسأله بسیار موفقیت آمیز است . کودک ممکن است بگوید « کفش » اما با توجه به موقعیتی که کودک کلمۀ کفش را به زبان آورده ، می توان این معانی را برداشت کرد . « می خواهم کقش هایم را بپوشم » ، می خواهم کفشهایم رادر بیاورم . یا « کفشهایم کجاست » . انتخاب یک کلمه برای بیان و انتقال یک اندیشه ، تا اندازه ای نشان دهندۀ پیشرفت کودک است مشکلی که در این زمینه وجود دارد ، این است که استفاده از واژگان ، احتمالاً به خاطر فقدان تجربۀ مفهومی ، محدود است . از این رو کودکان از یک کلمه بیش از حد اندازه استفاده می کنند . بسیاری از پدران هـنگامی که کودک شـان به هر مردی « بابا » می گوید ناراحت می شود . ولی، باید توجه داشت که در این حال کودک صرفاً دست به تعمیم زده است ، درست مثل این که کودک به هر شیء گردِ درخشان « ماه » بگوید .در این حالت می گوئیم که عمل بسط صورت گرفته است
(عکس وبلاگ: لوگوی زبانشناسی)