دو مطلب طنز زبانی
این دو تا مطلب را از وبلاگ دوست عزیزم با عنوان "کمد آقای ووپی" گرفتم که چون مربوط به موضوع زبان است برای عوض شدن فضای وبلاگ در این پست قرار میدهم.
مطلب اول: زبان دختر خانمها وقتی فقط خودشان معنی آنرا میفهمند.
چند روز پيش براي عوض کردن روغن ماشين به مکانيکي رفته بودم ..که دختر خانومي 26 -7 ساله با کبکبه و دبدبه وارد شد و گفت ببخشيد آقا يه 710 ميخواستم ميشه لطف کنين بدين؟؟
مکانيک گفت:710 تا چي؟؟
دختر خانوم گفت :710 تا هيچ چي ..710 ماشين من گم شده ..اگه ميشه يه دونه بدين
مکانيک گفت :710؟؟؟حالا اين 710 چي هست ؟؟
دختر خانوم که عصباني شده بود گفت :آقا مگه من باهات شوخي دارم ميگم يه 710 بده ..چون خانومم فکر ميکني حاليم نيست ؟؟نه خوبم حاليمه ..
مکانيکه گفت :خدا شاهده خانوم چسارت نکردم ..ولي من نميدونم شما چيو ميگين؟؟
بابا جون عجب مکانيک بي عرضه اي هستي تو ..هموني که وسط موتور ماشينه ..کارش نميدونم چيه ولي همه ماشين ها دارن اين قطعه رو و مال منم هميشه بوده ..حالا من گمش کردم و يکي لازم دارم
مکانيکه که کلافه شده بود يه کاغذ داد به خانومه و گفت ميشه شکل اين قطعه رو بکشي اين جا؟؟
دختر خانوم هم با کلي ژست انگار که الان داوينچي ميخواد موناليزا رو بکشه يه دايره کشيد و وسط اون نوشت۷۱۰
مکانيک يه نيگاهي به شاهکار نقاشي انداخت و يه نگاهي هم به موتور ماشين من که درش باز بود کرد و گفت:
خانوم اين قطعه رو که ميگين تو اين ماشين هم هست؟؟ دختر خانوم باخوشحالي جيغي کشيد وگفت
آره اوناش...!!!! ميدونين چي رو نشون داد؟؟
اين رو..عکسش رو گذاشتم ببينين .

و اما مطلب دوم: اصطلاحات و اختلافات زبانی
در آن دورانی که کسی نمیتوانست به وجود توالت عمومی اطمینان داشته باشد، خانمی انگلیسی سفری به هندوستان را برنامهریزی کرد. مهمانخانهء کوچکی را که متعلّق به مدیر مدرسهء محلّی بود در نظر گرفت و اطاقی رزرو کرد. چون نگران بود که آیا در مهمانخانه توالت وجود دارد یا خیر، در نامهای به مدیر مدرسه سؤال کرد که آیا در مهمانخانهء مزبور WC وجود دارد یا خیر.
مدیر مدرسه تسلّط کاملی به زبان انگلیسی نداشت. نزد کشیش محلّی رفت و پرسید که WC به چه معنی است. کشیش هم تا آن زمان نشنیده بود. دو نفری همّت گماشتند تا معانی احتمالی این دو حرف را بیابند و نهایتاً به این نتیجه رسیدند که خانم مزبور طالبWayside Chapel است که بداند آیا (کلیسای کنار جادّه) نزدیک مهمانخانه وجود دارد یا خیر. ابداً به ذهنشان خطور نکرد که این دو حرف ممکن است به معنی توالت باشد.
مدیر مدرسه در جواب خانم نامهای نوشت. متن نامه به شرح زیر است:
خانم عزیز در کمال مسرّت به اطّلاع شما میرسانم که در 9 مایلی مهمانخانه یک WC وجود دارد که در میان بیشهای از درختان کاج قرار گرفته و اطراف آن را چشماندازی زیبا فرا گرفته است. این WC گنجایش 229 نفر را دارد و روزهای یکشنبه و پنجشنبه باز است. چون انتظار میرود افراد بسیاری در ماههای تابستان به اینجا بیایند، توصیه میکنم زودتر تشریف بیاورید.. امّا، در این WC فضای ایستاده هم زیاد وجود دارد. این وضعیت مطلوبی نیست بخصوص اگر عادت داشته باشید مرتّباً به آنجا بروید. شاید برای شما جالب باشد که بدانید دختر من در WC ازدواج کرد و در آنجا بود که با شوهرش ملاقات کرد. واقعهء بسیار عالی و جالبی بود. در هر محلّ نشستن ده نفر نشسته بودند. مشاهدهء سیمای آنها و شادمانی آشکار بسیار دلپذیر بود. از هر زاویه میتوان عکس گرفت. متأسّفانه همسرم بیمار شده و اخیراً نتوانسته به آنجا برود. تقریباً یک سال از آخرین مرتبهای که رفته میگذرد که البتّه برای او بسیار دردناک است.
البتّه مسرور خواهید شد که بدانید بسیاری از مردم ناهارشان را با خودشان میآورند و تمام روز را آنجا میگذرانند که برایشان بسیار دلپذیر است. دیگران ترجیح میدهند قبل از وقت بیاییند و تا آخرین لحظه هم بمانند. به آن بانوی محترم توصیه میکنم روزهای پنجشنبه به آنجا بروید زیرا نوازندهء اُرگ نیز میآید و همراهی میکند..
جدیدترین چیزی که افزوده شده ناقوسی است که هر وقت کسی وارد میشود زنگ میزند. بازاری هم در آنجا داریم که نشیمنگاه مخملی برای همه فراهم میکند چون بسیاری بر این باورند که مدّتها است چنین چیزی لازم بوده است. چشم به راهم که شما را تا آنجا همراهی کنم و شما را در جایی قرار دهم که همه بتوانند شما را ببینند. با احترامات فائقه – مدیر مدرسه
خانم مزبور وقتی نامه را خواند غش کرد ... و البتّه هیچوقت به هندوستان نرفت.
(عکس وبلاگ: لوگوی زبانشناسی)