جامعه شناسی زبان
زبان ، جامعه و فرهنگ
واضح است که علل موجد واقیت های زبانی حقاً ماهیتی اجتماعی دارند . . . آنتوان میه
جامعه زبانی بسیار پیچیده و ساختمند است و واقعیت زبان در بافت های اجتماعی به معنای تقابل میان گفتار صحیح و گفتارهای دیگر نیست بلکه به معنای مجموعه ای از گونه های زبانی مکمل یکدیگر است که جامعه زبانی ساختمند را به وجود می آورد. آن شاخه فرعی زبان شناسی که به جنبه های اجتماعی زبان می پردازد جامعه شناسی زبان نام دارد . پژوهش های زیادی در باب زبان در بافت های اجتماعی انجام گرفته است .
این پژوهش ها از مطالعه بافت بسیار محدود و موضعی یک مکالمه واحد گرفته تا مطالعات درباره کاربرد زبان توسط کل افراد جامعه را شامل می شود . تمام مطالعات جامعه شناسی زبان با زبان در بافت اجتماعی سر و کار دارند و گویشوران را اعضای گروه های اجتماعی می دانند . اصطلاح گونه گفتار یا گونه زبان به هر شکل قابل تمیز گفتار اطلاق می شود که یک گویشور یا گروهی از گویشوران به کار می برند . مشخصه های متمایز کننده یک گونه گفتار ممکن است واژگانی ، واجی ها صرفی یا نحوی باشد ، معمولاً این مشخصه ها ترکیبی از همه اینهاست . سه نوع گونه گفتار وجود دارد : 1-گونه های گفتار اجتماعی که گویش های اجتماعی یا جسمی نیز خوانده می شوند . 2-گونه های گفتار منطقه ای یا گویش های محلی 3-گونه های کارکردی گفتار یا گونه های کاربردی . گویش های اجتماعی را هم عمدتاً بر اساس نوع گروه اجتماعی که از آن گونه خاص گفتار استفاده می کند ، می توان به چندین مقوله کوچکتر تقسیم کرده در اغلب موارد ، گویش های اجتماعی وضعیت اجتماعی – اقتصادی گویشوران را تداعی می کنند. اما سایر گویش های اجتماعی ممکن است با گروه های قومی ، جنسی ، شغلی یا سنی مرتبط باشند. در اکثر جوامع زبانی ، یک گونه گفتار به نام گونه معیار وجود دارد که اعضای جامعه آن را والاتر و صحیح تر از دیگر گونه ها می دانند . گویش های اجتماعی بر حسب تفاوت های زبانی مربوط به گروه های اجتماعی قابل تشخیص در یک ناحیه جغرافیایی واحد تعریف می شوند . حال آنکه گویش های محلی با خصایص زبانی مشترک میان گروه های اجتماعی یک ناحیه جغرافیایی واحد ارتباط دارند . گویش اجتماعی و محلی مناسب هر فرد گویشور ، هر دو ، گونه صحبت کردن فرد ، یعنی گویش فردی ، را تعیین می کنند . علاوه بر تفاوت های گفتار گویشوران که به محیط جغرافیایی و ویژگی های اجتماعی آنان مربوط می شود ، تفاوت هایی نیز میان آنها وجود دارد که مربوط به موقعیت گفتار است : اینکه مخاطب کیست ، موضوع صحبت چیست و ... . یک سخنگوی کارآمد باید انواع گویش های کاربردی را به کار گیرد .
گویش شناسی
مطالعه گویش های محلی است . گویش شناسی جدید حدود یک قرن پیش بر اثر علاقه زبان شناسان تاریخی به مشاهده گسترش تغییرات صوتی آغاز شد . پژوهش های اولیه عمدتاً با واج شناسی سر و کار داشتند . مطالعات بعدی جنبه های دیگر زبان را نیز در بر گرفته است . اما واج شناسی کما کان بیشترین توجه را به خود اختصاص داده است و واژگان در مرتبه دوم قرار دارد. گویش شناسان علاقه نسبتاً کمتری به صرف و نحو نشان داده اند . پژوهش های گویش شناسان اغلب به صورت مقاله منتشر می شود ، اما شاخص ترین شکل انعکاس حاصل تحقیقات آنها اطلس گویشی است . هر اطلس اغلب به صورت مقاله منتشر می شود ، اما شاخص ترین شکل انعکاس حاصل تحقیقات آنها اطلس گویشی است . هر اطلس گویشی حاوی نقشه های متعددی است که تنوع محلی یک زبان را نشان می دهند . در این نقشه ها ، مرز میان گویش ها با خطوطی موسوم به مرزهای همگویی نشان داده می شود. این مرزها را معمولاً با توجه به یک مشخصه ترسیم می کنند . این خطوط نشان دهنده آنند که بر حسب مشخصه یا مشخصه های مورد نظر ، مردم یک سوی این مرزها به یک گونه و مردم سوی دیگر به گونه دیگری صحبت می کنند .
تفاوت های اجتماعی زبان
در توصیف جامعه شناختی زبان ایالات متحده و مثلاً ، بریتانیا ، از عناوین واحدی می توان استفاده کرد . اما مفهوم طبقه اجتماعی – اقتصادی در این دو جامعه کاملاً متفاوت است . به علاوه ، این مفهوم در توصیف جوامع قبیله ای در کشورهایی مانند پاپوآ- گینه نو نامربوط است . لایه بندی زبان ، اگر چه در جهان شایع است ، اما احتمالاً جهانی نیست . شاید تنها جهانی واقعی جامعه شناسی زبان ، تمایز اجتماعی باشد .
زیر بنای این اصل جهانی این ادعاست که همیشه جوامع زبانی با هم تفاوت هایی دارند و این تفاوت ها با وجود گروه های اجتماعی در درون این جوامع همبستگی دارد و ممکن است تابع ویژگی های اقتصادی – اجتماعی ، جنسی ، سنی ، قومی، تحصیلی ، شغلی یا دیگر ویژگی های اعضای آنها باشند . در جوامع توسعه یافته جدید یک گونه زبان وجود دارد که فوق بقیه قرار می گرد . این گونه برتر معمولاً زبان معیار خوانده می شود ، گونه ای که حکومت و رسانه های گروهی از آن استفاده می کنند ، در نهادهای آموزشی به کار می رود و تدریس می شود و زبان نوشتاری اصلی یا تنها زبان نوشتاری است . این گونه از هر گونه زبانی دیگر جامعه ثابت و در مقابل تغییر مقاوم تر است و گویی نوعی معیار سنجش دیگر گونه ها است .
زبان و جنسیت
تفاوت های اجتماعی به تفاوت های مربوط به طبقه اجتماعی – اقتصادی محدود نمی شود . این تفاوت ها ممکن است تابع جنسیت افراد نیز باشد . پژوهشگران در این حوزه دو نوع تفاوت زبان را بر حسب جنسیت گویشور شناسایی کرده اند : تفاوت جنسیتی انحصاری و تفاوت جنسیتی ترجیحی . تفاوت جنسیتی انحصاری عبارت است از گونه های گفتاری کاملاً متفاوت مردان و زنان در یک جامعه معین . در برخی از جوامع ، زن یا مرد ممکن است معمولاً مجاز به صحبت به گونه جنس مخالف نباشد و نقش هایی که به مرد و زن داده شده انعطاف ناپذیر است و تغییر اجتماعی اندکی در آن رخ می دهد مانند برخی از جوامع سرخپوستی . تفاوت زنان و مردان از عناصر واژگانی واحد یا گویشوران زبانی دیگر انعکاس می یابد . اگر ، همان طور که اغلب ادعا می شود ، گویشوران مونث انگلیسی بیش از گویشوران مذکر از واژه هایی چون lovely و nice استفاده کنند ، می توان ادعا کرد که انگلیسی زبان ها تفاوت جنسیتی ترجیحی دارند .
جنس دستوری
در انگلیسی تفاوت های جنسیتی مربوط به شخص ثالث به آشکارترین وجهی در جنس دستوری منعکس می شود . برای مثال از he تنها برای اشاره به افراد مذکر استفاده نمی شود ، در انگلیسی معیار این واژه به عنوان ضمیر سوم شخص مفرد عام برای جنس شخص ثالث نا معلوم یا بی اهمیت به کار می رود . اسم های انگلیسی ، اگر چه به اندازه لاتین ، روسی یا بسیاری از زبان های دیگر از لحاظ جنس دستوری نشانه گذاری آشکار نمی شوند ، مردان و زنان را متمایز می کنند . به طور کلی ، در انگلیس ، اسم های مربوط به مشاغل در عین حال هم مذکرند و هم اسم جنس. گاه برای اسم مشاغل صورت های مونث وجود دارد (actor , actress ) . اصطلاح man در سال های اخیر به لحاظ مرجعش مورد مواقعه بسیار قرار گرفته است . شیوع صورت های دارای مرجع مذکر که به طور عام به کار می روند (man kind post man) بسیاری را آزرده می کند زیرا احساس می کنند چنین زبانی علاوه بر آنکه از ارزشهای تاریخی تبعیض آمیز را منعکس می کند . مایه تداوم آنها می شود . این نگرانی به کوششهایی در جهت حذف صورت های تبعیض آمیز از زبان منجر شده است . در بسیاری از موارد ، پسوند person جایگزین man شده است که به جای post man از letter استفاده شده است . در استفاده از ضمایر نیز تغییراتی به وجود آمده است و از صورت هایی مانند she/he یا they استفاده شده است . کلمه ممنوع (تابو) و حس تعبیر : این واژه از زبان تونگایی وام گرفته شده و در کلی ترین مفهوم خود ، بر منبع کاربرد ، ذکر یا ارتباط با اشیاء، اعمال یا اشخاص خاص دلالت می کند. در جامعه شناسی زبان به معنای هر نوع منعی در کاربرد عناصر واژگانی خاص به کار می رود . هر جا که چاره ای جز اشاره به عناصر ممنوع نباشد ، گویشوران اغلب مجازند از عبارت غیر مستقیمی موسوم به حسن تعبیر استفاده کنند . بدین ترتیب کلمه ممنوع و حسن تعبیر دو روی یک سکه اند . در جامعه زبانی انگلیسی زبان ، آشکار ترین واژه های ممنوع واژه های جنسی اند . کلمه ممنوع leg حسن تعبیر limb .
زبان و سیاست
در کشورهایی که جمعیت پر شماری در آنها به زبان های مختلفی سخن می گویند ، ممکن است به بیش از یک زبان معیار نیاز باشد . چنین کشورهایی اغلب دارای زبان های رسمی مشخصی اند که حکومت آنها را برای کاربرد ملی و محلی به رسمیت می شناسد .
در کانادا زبان فرانسه و انگلیسی زبان های رسمی اند . گاهی برای زبان اقلیت های پرشمار کشورها نیز مقام شبه رسمی قائل می شوند و ممکن است از زبان محلی در علائم موجود در خیابان ها ، در رسانه های محلی و گاه حتی در نهادهای اداری و مدارس محلی استفاده شود مانند زبان رومانش در سوئیس .
چند زبانگی
ملل جهان از لحاظ وضعیت های زبانی بسیار متنوعند . از یکسو کشورهایی چون ایسلند و پرتغال وجود دارند که در آنها تقریباً همه به یک زبان واحد سخن می گویند . بعد کشورهایی چون ایالات متحد و اسپانیا هستند که در آنها یک زبان غالب وجود دارد که اکثریت قابل توجهی از مردم بدان سخن می گویند . اما در آنها اقلیت های زبانی عمده ای وجود دارد. درست همان طور که وضعیت زبانی ملت های جهان متفاوت است ، سیاست های زبانی این ملت ها نیز متعدد است . یکی از این سیاست ها ، که رایج ترین سیاست است ، به رسمیت شناختن تنها یک زبان واحد برای اکثر اهداف اداری و آموزشی است .
ذکر این نکته حائز اهمیت است که پیامدهای ضمنی این سیاست ممکن است بسته به وضعیت زبانی موجود بسیار متفاوت باشد مثلاً در سنگال ، زبان مادری بیش از 90درصد جمعیت زبان ولوف است ، اما زبان ملی فرانسه است که تقریباً زبان مادری هیچ یک از افراد جمعیت نیست . این وضعیت شأن نسبی این دو زبان و میراث سلطه استعماری فرانسه بر سنگال را منعکس می کند.
زبان های خاص
منظور از اصطلاح زبان خاص مجموعه ای از انواع گویش های اجتماعی است که با یکدیگر ارتباط ضعیف دارد . این انواع را زبان عامیانه ، زبان صنفی (جارگون) و زبان حرفه ای (کنت) می نامیده اند . زبان عامیانه (کاربردهای غیر معیار ) عنوانی است که اغلب برای اشاره به برخی کاربردهای غیر رسمی تقریباً همه افراد در جامعه زبانی به کار می رود . واژه های حاکی از تصدیق پرشور همچون super ، واژه های حاکی از تأیید و عدم تأیید مانند nerd و سلام و احوال پرسی (Sup! صورت مخفف what s up ) .
زبان های رمزی و زبان های تفننی
اصطلاح زبان رمزی (آرگو) از زبان فرانسه وام گرفته شده است و اول بار در اوایل قرن هفدهم برای نامیدن زبان رمزی متکدیان و دستفروشها به صورت چاپی به کار رفت . اکنون به زبان یا گویش اجتماعی هر گروه اجتماعی اطلاق کرد که اعضای آن تمایل به پنهان نگه داشتن محتوای کلام خود از گروه دیگر یا به طور کلی اکثریت جامعه نشان می دهند . در منتهی الیه این طیف گونه های زبانی که تحت پوشش آرگو قرار می گیرد زبان های رمزی تفننی کودکان و رمزها و علائم سری حکومت ها و صنایع است . این زبانها به قصد نامفهوم کردن ارتباطات درون گروهی برای غیر خودیها به کار می روند . چند زبان رمزی کودکانه در جهان وجود دارد از قبیل پیگ لاتین ، دست گربه ، بونتلینگ .
زبان عامیانه مسجع کاکنی
نمونه قدیمی و هنوز موجود یک آرگوی انگلیسی زبان عامیانه مسجع کاکنی است و به لایه های اجتماعی نسبتاً پایین لندن تعلق دارد . زبان عامیانه مسجع نمونه فوق العاده خوبی از یک آرگو است ، زیرا گفته ها در آن با اعمال قواعد خاصی بر زبان پایه تولید می شوند و هدف گویشوران آن برقراری ارتباط با یکدیگر است بدون آنکه صحبت آنها برای فرد غیر خودی قابل فهم باشد . یک مسجع گوی بالقوه ، برای آنکه درست عمل کند ، باید کاربردهای تثبیت شده آن آرگو را بداند و آن قدر مهارت داشته باشد که بتواند قافیه های جدیدی بسازد که دیگران بتوانند بفهمند عمدتاً ، تنها اسم ها را مسجع می آورند ، اما گاه افعال را نیز همقافیه می کنند . به جای واژه های کاملاً عادی انگلیسی . کلمات واحد یا گروه هایی را می آورند که با آنها همقافیه اند مثلاً برای واژه wife ، معادل زیر وجود داشته است . storm and strife
زبان های فرعی
گونه های گفتاری مربوط به مشاغل خاص (گویش های اجتماعی حرفه ای ) را به طور سنتی یا زبان صنفی (جارگون) یا زبان حرفه ای (کنت) نامیده اند . جارگون واژه ای قرضی از فرانسه است . در انگلیس به معنای زبان مبهم و تخصصی شده یا واژگان خاص یک حوزه به کار می رود . این زبانها گونه های گفتاری بسیار ساختمند با نقش های ارتباطی دقیق اند . این زبانها واژگان بالضروره تخصصی شده ای را به دست می دهند که به مدد آنها اعضای یک گروه می توانند با یکدیگر ارتباط کارآمد برقرار کنند . زبانهای فرعی هم از لحاظ واژگانی و هم از لحاظ نحوی با زبان معیار تفاوت دارند. جنبه مهم دیگر زبان های فرعی آن است که استفاده صحیح از آنها مبتنی بر فرض وجود دانش مشترک میان تعامل کنندگان است . اگر گویشوران یک حوزه و زبان فرعی مربوط به آن را بشناسند ، می توانند با بالاترین سطح کارآیی و کمترین حد حشو با یکدیگر ارتباط برقرار کنند . به دلیل آنکه برخی حوزه های تخصصی تأثیر فزاینده ای بر جامعه اکثریت می گذارد ، زبان های فرعی آنان نیز ممکن است عناصر واژگانی جدید یا معانی جدیدی برای صورت های موجود در اختیار زبان معیار قرار دهد برای مثال رایانه اخیراً با تعدادی عناصر واژگانی به انگلیسی معیار غنا بخشیده است .
زبان های ترکیبی
زبان هایی که برای ارتباط میان گویشوران زبان های متفاوت به کار می روند زبان های میانجی خوانده می شوند . این نام از زبان سوداگری گرفته شده است که در سده های میانه در منطقه مدیترانه به کار می رفت و عمدتاً بر زبان های رومیایی مبتنی بود ، اما عناصری از یونانی ، عربی و ترکی را نیز داشت . در دنیای امروز ، به حق می توان گفت که انگلیسی مهمترین زبان میانجی است ، زیرا وسیله ارتباط بسیاری از مردمی است که اگر انگلیسی نبود ، زبان مشترکی نداشتند .
زبان های پیجین
زبان میانجی ممکن است زبان مادری یک ملت باشد مانند انگلیسی معاصر یا زبانی باشد که از آمیختن دو یا چند زبان به وجود آمده است مانند زبان میانجی اصلی . چنین زبان ترکیبی را زبان پیجین گویند. زبان شناسان پیجین را برای نامیدن هر زبانی به کار می برند که در ابتدا ترکیبی از دو یا چند زبان بوده است و به عنوان زبان میانجی برخی گروه ها به کار می رود اما زبان اول هیچ ملتی نیست . کاربرد این زبان ها اغلب به بازار محدود می شود مانند وس-کاس در کامرون در غرب آفریقا ، یک زبان پیجین انگلیسی بنیاد فعال است که به نام های مختلف وس – کاس انگلیسی پیجین غرب افریقا ، انگلیسی شکسته ، انگلیسی ساحلی ، انگلیسی آشپزخانه ای ، انگلیسی حرامزاده ، انگلیسی بیشه ای خوانده می شود.
زبان های میانجی آمریکای شمالی
که در گذشته به منظور تسهیل تجارت و ارتباط میان مردمانی با زبان های متفاوت ، مردم بومی آمریکای شمالی از زبان های میانجی گوناگون از قبیل زبان اشاره سرخپوستان جلگه نشین آمریکای شمالی (زبان میانجی غیر کلامی ) و جارگون چینوکی استفاده می کردند. زبان های مادری آمیخته (کریول) تفاوت زبان های مادری آمیخته با زبان های پیجین در این است که زبان های مادری آمیخته زبان اول گروهی از گویشوران است . اما نحوه پیدایش آنها با زبان های پیجین مشترک است . زبان های مادری آمیخته در واقع زبان های پیجینی هستند که در برخی جوامع به عنوان زبان اول تثبیت شده اند . زبان شناسان این اصطلاح را به منزله عنوانی عام برای هر زبانی که در گذشته زبان پیجین شده بود و بعد به یک زبان اول تبدیل شد ، انتخاب کردند . اغلب زبان های مادری آمیخته ، در کنار اغلب زبان های پیجین ، در کمربند نسبتاً باریک بین مدار رأس السرطان و مدار رأس الجدی وجود داشته اند . از کریول های انگلیسی – بنیاد جهان کریول کیپ یورک (cyc) است . زبان های مادری آمیخته صرفاً زبان های تحریف شده یا حرامزاده نیستند و در واقع ویژگی های جالب خاص خود را دارند که با زبان معیار مشترک نیست .
موقعیت های گفتار
موقعیت های اجتماعی هستند که در آنها از گفتار استفاده می شود این موقعیت ها کانون پژوهش جامعه شناسان زبان تعاملی است . یک موقعیت گفتار از چندین جزء تشکیل شده است . در تحلیل یک موقعیت گفتار ، جامعه شناس زبان در صدد است تا تعیین کند که هر یک از این اجزاء چگونه محقق می شود. با این کار ، چگونگی ، چیستی و علت تعامل فهمیده می شود . اجزای تشکیل دهنده موقعیت گفتار شامل 1-زمینه ، صحنه 2-شرکت کنندگان 3-اهداف 4-توالی کنش ها 5-لحن 6-وسیله ها 7-هنجارها و 8- قالب است . به ادعای جامعه شناسان زبان گویشوران از توانش ارتباطی یا شناخت زیر بنایی نظام زبانی همراه با شناخت قواعد (یا هنجارها) برای استفاده به جا از زبان در موقعیت های گفتار برخوردارند . در جامعه شناسی زبان تعاملی ، بیشتر به بجا بودن گفته ها توجه می شود تا دستوری بودن آنها .
گونه کاربردی
شکل گفتار در هر بافت خاص گونه کاربردی نامیده می شود . گونه های کاربردی متفاوت را می توان بر حسب ویژگی های واجی ، نحوی یا واژگانی توصیف کرد. گونه کاربردی ضمناً تابعی از تمامی بخش های دیگر یک موقعیت گفتار است . یک موقعیت رسمی ممکن است لازمه یک گونه کاربردی رسمی باشد که ویژگی آن عبارت است از عناصر واژگانی خاص ، پایبندی بیشتر به قواعد انگلیسی معیار ، نبود متغیرهای نا مطلوب از لحاظ جامعه شناسی زبان و ... . موقعیت غیر رسمی دارای واژگان خودمانی ، مشخصه های غیر معیار بیشتر ، موارد بیشتری از متغیرهای نامطلوب و غیره است . گونه های کاربردی را می توان بر حسب صراحت نسبی آنها نیز رده بندی کرد .
صورت های خطاب
یکی از جنبه های گفتار که جامعه شناسان زبان تعاملی از تحلیل آنها بهره بسیار برده اند کاربرد عبارت خطاب است . این پدیده در زبان ها و فرهنگ های مختلف مشاهده شده است . ظاهراً روشن است که تمام زبان ها صورت های خطاب و قواعد مشخصی دارند که کاربرد درست آنها را تعیین می کند. هر بار که گویشوران کسی را صدا می زنند یا با بردن نامش از او حرف می زنند ، بخشی از رابطه اجتماعی یا احساسات شخصی خویش نسبت به آن فرد را روشن می کنند . نظام عبارات خطاب انگلیسی ، در مقایسه با اغلب زبان های دنیا نسبتاً ساده است . عبارات خطاب ممکن است دو سویه یا یکسویه به کار روند. در حالت نخست ، گویشوران یکدیگر را با اصطلاح واحدی مورد خطاب قرار می دهند. (نام یا نام خانوادگی)این نشانه رابطه اجتماعی متقارن است که در آن هر دو طرف موقعیتی یکسان دارند (دوست ، همکار و ... ). در حالت کاربرد کاربرد یک سویه ، رابطه نامتقارنی وجود دارد که در آن تفاوت موقعیت طرفین آشکار است (پزشک و بیمار یا آموزگار و دانش آموز). در انگلیسی و دیگر زبان ها ، هنگامی که شرکت کنندگان در موقعیت گفتار مطمئن نیستند که از کدام عبارت استفاده کنند هیچ نوع عبارت خطابی به کار نبرند. این روش را اسم گریزیگویند . انگلیسی زبان ها در این حالت ، از عبارت you استفاده می کنند .
(عکس وبلاگ: لوگوی زبانشناسی)