X
تبلیغات
زبان شناسی همگانی - تاثیر دوزبانگی در یادگیری واژگان زبان انگلیسی به عنوان یک زبان بیگانه (زبان سوم)
کویچیرو ماتسورا مدیر کل یونسکو درپیامی در 21 فوریه به مناسبت روز زبان مادری پیشنهاد کرد : " زبانهای مادری باید از همان ابتدایی ترین سن در نظامهای آموزشی مورد عنایت قرار گیرد ."
در هندوستان حدود 80  زبان در پایه های مختلف تحصیلی به کار می روند . در مقابل ، در سراسر آفریقا که به 2011 زبان تکلم می شود هنوز زبانهای قدرتهای استعماری  پیشین -  انگلیسی ، فرانسه اسپانیایی و پرتغالی حاکم است . چنین وضعیتی در آمریکای لاتین نیز  جریان دارد، در حالیکه در اروپا آموزش و پرورش اساساٌ محدود به زبانهای اتحادیه اروپاست .
هم اکنون در 200 کشور جهان ، حفظ و صیانت از زبانها  یک نیاز مبرم محسوب می شود. بر طبق اطلس زبانهای دنیا که در معرض خطر نابودی هستند ( یونسکو 2001) ، 95 در صد این زبانها فقط توسط 4 درصد مردم تکلم می شود و هر ماه به طور متوسط دو زبان منقرض می گردد .
موضوع دوزبانگی از معضلاتی است که آموزش و پرورش کشورمان همواره با آن دست به گريبان بوده است و متاسفانه هر ساله تعداد کثيری از دانش آموزان را به وادی عقب ماندگی تحصيلی و عواقب شوم ناشی از آن کشانده است. يونسكو در دست يابی به چهارچوب های بين المللی سياست آموزشي و حلّ مسائل مهم و پيچيده آن، نقش اساسي دارد . انتخاب زبان ، به خصوص زبان آموزشي در آموزش و پرورش يكي از همين مسائل است که اغلب مستلزم موضع گيري هاي كاملاً مشخص و آشكار مي باشد . مسائلي در زمينه ي هويت ، مليت و قدرت ، رابطه ي تنگاتنگي با كاربرد زبان هاي خاص در كلاس درس دارد . به علاوه, زبان  داراي پويايي خاص خود است و همواره دستخوش فرايند هاي تداوم  و تغيير قرار مي گيرد و بر روش هاي ارتباطي جوامع گوناگون تاثير مي گذارد .سياست گذاران آموزش و پرورش در تصميم گيري هاي خود بر اين نكته پاي فشرده اند كه زبان , تحصيل و برنامه ي درسي كه در آنها موضوعات حرفه اي و سياسي اغلب هم پوشي دارند، بايد محترم شمرده شوند . به رغم استدلال هاي آموزشي متقني در حمايت از آموزش زبان مادري ( زبان اول )، لازم است توازن دقيقي بين توانمند كردن افراد  در استفاده از زبانهاي محلي در فرايند يادگيري از يك سو و دسترسي به زبانهاي جهاني براي برقراري ارتباط از طريق آموزش از سوي ديگر ايجاد شود؛ بنابراين، هدف اين بيانيه عبارت از توجه به برخي مسائل اصلي زبان ها و آموزش و تدوين رهنمود ها و اصول مربوط به آن است. البته تحقق اين امر مستلزم آگاهی از ضرورت شفاف سازی  سياست زباني در آموزش و پرورش است؛ به ويژه, در بستر آموزش همگاني و در جهت تحقق اهداف داكار برای اطمينان يافتن از اين كه تا سال 2015 همه كودكان  تحت پوشش آموزش مقدماتی كيفي قرار خواهند گرفت و ميزان باسوادي بزرگسالان نيز 50  درصد افزايش خواهد يافت .
در سال 1953، يونسكو گزارش كارشناسانه اي در زمينه ي استفاده از زبان هاي بومي در آموزش و پرورش منتشر كرد كه هنوز به عنوان مستندترين سند اين سازمان در زمينه  مسائل زباني در آموزش و پرورش  مطرح است .اما تحولات مهم و جريان هاي سياسي عميقي كه در پنجاه سال اخير رخ داده، به اتخاذ سياست هاي زباني تازه در كشورهاي پسااستعماری و تازه استقلال يافته منجرشده است . از جمله اين كه صدها زبان در سراسر جهان از بين رفته اند و بسياري نيز در شرف نابودي هستند . موج وسيع مهاجرت ها نيز سبب شده است تا زبانهاي  تازه و گوناگوني وارد ساير كشورها و قاره ها شود ؛ اينترنت تاثيري شگرف بر اين روند نهاده است كه از رهگذرآن, زبان و زبان ها براي ارتباط و در واقع براي يادگيري مورد استفاده قرار می گيرند. شتاب جهاني شدن بقاي بسياری از هويت هاي محقر بومي را كه اغلب صبغه ي زبانی دارند، تحت الشعاع خود قرار داده است . به همين دليل، وقت آن است كه يونسكو موضع خود را نسبت به زبان ها و آموزش و پرورش مورد بازنگری قرار دهد. (منبع: اینترنت، نویسنده: حسن....)
1- مقدمه
توانایی صحبت کردن به دو زبان مخصوصا در کشورهای انگلیسی زبان اغلب  یک موفقیت تلقی می گردد. از آنجاییکه 70% درصد جمعیت جهان دوزبانه یا چند زبانه هستند (تراسک، 1999)، بنابراین می توان گفت که دوزبانگی مساله مبتلابه اکثریت جمعیت دنیاست.
در بررسی مزایا و معایب دوزبانگی یا چندزبانگی نظرات مختلفی توسط پژوهش گرانی که در این زمینه فعالیت می کنند مطرح شده است. بیشتر تحقیقات قبلی حاکی از آن است که دوزبانگی با نتایج منفی همراه است (برای مثال به،  پرینتر و کلر، 1992؛ سائر، 1923؛ آناستسی و کوردوا، 1953؛ دارسی، 1953 مراجعه کنید). این تحقیقات این تصور را که کودکان دوزبانه از عقب ماندگی تحصیلی رنج می برند، ضریب هوشی پایین تری دارند و در مقایسه با کودکان تک زبانه از نظر اجتماعی رفتار ناسازگارتر و غیرمعمولی دارند، تایید می کند. 
در مقابل این ادعاها، تحقیقاتی چند در فاصله سالهای 1970 و 1980 نشان دادند که دوزبانگی اثرات مثبتی در رشد اجتماعی و شناختی کودک دارد (فلدمن و شن، 1971؛ اینکو-ورال، 1972؛ کومینس، 1976؛ بن-زیو، 1977؛ سگالوتز، 1977؛ دیاز، 1985؛ بیلی استاک، 1986). این مطالعات نشان می دهند که دوزبانه ها آگاهی بیشتری از رابطه بین لغات و مراجع[2] آنها دارند و مهارتهای فرازبانی[3] آنها نیز بالاتر است. با در نظر گرفتن و بررسی دوزبانگی در چارچوب آگاهی فرازبانی، سگالوتز،(1977) معتقد است که درونی سازی[4] دو زبان به جای یک زبان کودک را قادر می سازد تا بنوبت بین دو سیستم از قوانین در دستکاری علایم و نشانه ها مانور داده و محاسبات و ریاضیات ذهنی بسیار پیچیده ای را انجام دهد. همچنین، فرضیه بیلی استاک،(1986) این بود که کودکان دوزبانه نسبت به کودکان تک زبانه  نقطه قوتی دارند و آن کنترل پردازش زبانی لازم برای مسائل فرازبانی می باشد.
بیشتر محققان نیز دریافتند که دوزبانگی تاثیر مثبتی در موفقیت [یادگیری] زبان بیگانه دارد (لیری و راپورتا، 1971؛ کومینس، 1979؛ ایسنستین، 1980؛ رینگبوم، 1985؛ توماس، 1988؛ والنسیا و سنوز، 1992؛ زوبل، 1993؛ کلین، 1995؛ سانز، 2000؛ هافمن، 2001). برای مثال، ایسنستین (1980)، دریافت که دوزبانگی دوران کودکی تاثیر مثبتی در توانایی یادگیری زبان بیگانه در بزرگسالی دارد. یعنی، آن افرادی که زبان دوم را در دوران کودکی یاد گرفته اند در بزرگسالی موفقیت بیشتری در یادگیری زبانهای بیگانه خواهند داشت. توماس (1980) نیز[سطح] فراگیری زبان فرانسه در دانشگاه را در تک زبانه های انگلیسی زبان و دو زبانه های انگلیسی-اسپانیایی مقایسه نمود. تحقیق وی تفاوتهای معنی داری را بین دو گروه آشکار ساخت و نشان داد که دوزبانه ها نسبت به تک زبانه ها عملکرد بسیار بهتری دارند.
وی چنین نتیجه گیری کرد که:
 چنین بنظر می رسد دوزبانه هایی که زبان سومی را یاد می گیرند، به زبان بعنوان یک سیستم حساسیتی[5] دارند، که این حساسیت به آنها کمک می کند تا نسبت به تک زبانه ها در یادگیری فعالیتهایی که بیشتر مربوط به یادگیری رسمی زبان می باشد موفق تر و بهتر عمل نمایند.(ص. 240)
نتایج مختلف تحقیقات در باره تاثیر دو زبانگی باعث شد تا بعضی از دانشمندان تحقیقات دیگری  را این بار با متغیرهای کنترل شده تری انجام دهند. یافته های بعضی از این پژوهشها منجر به نگرشی بیطرفانه و خنثی به دوزبانگی شد. لمبرت و توکر (1970) و بریک و سوین (1978) در تحقیقات خود با کنترل سن و جنس، عملکرد نمونه های بزرگتری را مورد آزمایش قرار دادند و از نظر هوش، رشد ذهنی و موفقیت تحصیلی، متوجه هیچ گونه تفاوت معنی داری بین تک زبانه ها و دوزبانه ها نشدند. اخیرا، نایک (1990)، در تحقیق دیگری فراگیری دستور زبان را در دانش آموزان تک زبانه، دو زبانه و چند زبانه مورد مقایسه قرار داد و اظهار داشت که اگرچه چند زبانه ها تحت شرایط معینی عملکرد بهتری از خود نشان می دهند ولی هیچ دلیل مشخصی دال بر این وجود ندارد که "دو زبانه ها یا چند زبانه ها در یادگیری زبان توانایی بیشتری دارند"(ص.221). مجیسته(1980)،  بالک-اورل و لیندبد(1982) در باره سطح یادگیری زبان انگلیسی به عنوان یک زبان بیگانه، تحقیقی را انجام داده اند و گزارش نموده اند که مهاجران تک زبانه و دوزبانه که زبان اول آنها غیرمشابه و سوئدی زبان دوم دوزبانه ها بود در میزان یادگیری انگلیسی با هم تفاوت دارند. در آزمونهای استاندارد درک مطلب و دستور زبان، هیچ تفاوتی بین تک زبانه ها و دو زبانه ها مشاهده نشد.
یکی از اساسی ترین فرضیات در مورد مفید بودن آموزش دوزبانه این است که مهارتها و دانش تحصیل شده در زبان اول به زبان دوم منتقل می شود (گلدمن، ریس و وارنهاگن، 1984؛ مالاکوف، 1988). لذا، برای مثال کودکی که به زبان اسپانیولی مطلبی در باره سرعت می آموزد، بایستی به شرط وجود واژگان مربوطه، قادر به انتقال این دانش به زبان انگلیسی باشد بدون آنکه مجبور باشد مطالب را دوباره یاد بگیرد. چنین به نظر می رسد که، دانش محتوایی[6] قبلی به زبان اول، یادگیری واژگان مربوطه را در زبان دوم بطور قابل ملاحظه ای تسهیل می نماید.
تحقیق در زمینه علم شناختی، نظریه انتقال مهارتها را تایید می کند که در این تحقیق تلاش هایی جهت یافتن طرحواره های[7] واقعی برای حکایتهای پیچیده در دو زبان انجام می شود. برای مثال، گلدمن، ریس و وارنهاگن (1984) نشان دادند که کودکان دو زبانه به هنگام گوش دادن به داستانهای ایساپ[نویسنده یونانی]، راهبردهای مشابهی برای درک مطلب بکار می گیرند، که این نیز بطور غیرمستقیم دلیلی بر این مدعاست  که صرفنظر از زبانی خاص فرایندهای ادراکی سطح بالایی وجود دارند. مالاکوف(1988) نیز در استدلال مقایسه ای[8] عملکرد کودکان دوزبانه فرانسوی-انگلیسی در سوئیس، به نتیجه مشابهی  دست یافت. به علاوه، تحقیقی در باره حافظه بزرگسالان دو زبانه در بخاطر سپردن لغات نشان داد که تحت شرایطی خاص می توان لیست مشخصی از لغات یک زبان را حفظ نمود، اما در کل، محتوای مطلب بهتر از واژگان بخاطر سپرده می شود(هامرس و بلانک، 1989). در اصل فرد در یادگیری مفاهیم و مهارتها طرحواره ای را شکل می دهد که مستقل از زبان ارائه این مفاهیم و مهارتها می باشد، حتی اگرچه عمل یادگیری می تواند شامل بکارگیری فعالانه زبان برای نظام مند کردن تفکر باشد.
در صورت پذیرفتن انتقال مهارت بین زبانها، می توان چنین تلقی کرد که این انتقال بر اساس مولفه ای مهارت به مهارت و روش خاصی اتفاق می افتد یا اینکه همه ساختارهای مهارت در یک حوزه به یک مرتبه منتقل می شود.
در یادگیری واژگان، بیشتر لغات زبان اول و زبان دوم بصورت اتفاقی و از طریق خواندن و شنیدن گسترده[9] آموخته می شوند(نگای، هرمان، و آندرسون، 1985). چند تحقیقی که اخیرا انجام شده اند تایید می کنند که یادگیری اتفاقی واژگان زبان دوم از طریق خواندن گسترده صورت می گیرد (دی، امورا، و هراماتسو، 1991؛ نایت، 1994؛ هولستیجن، هالندر و گریدانس، 1996؛ چان و پلاس، 1996؛ زیمرمن، 1997).
در حالیکه یادگیری اتفاقی واژگان نهایتا در یادگیری لغات سخت تر برای اکثر فراگیران مفید خواهد بود، یادگیری ارادی از طریق آموزش نیز بطور معنی داری به رشد واژگان کمک می کند(نیشن، 1990؛ پریبخت و وسچ، 1996؛ زیمرمن، 1997). آموزش ساده به ویژه برای دانش آموزان مبتدی که ضعف و کمبود واژگان توانایی یادگیری آنها را محدود می کند لازم و ضروری است.
دانستن تقریبا 3000 واژه عمومی علمی و با کاربرد زیاد دارای اهمیت است چون این تعداد واژه درصد بالایی از لغات موجود در یک صفحه متوسط را داراست. 2000لغت با کاربرد زیاد در لیست سرویس عمومی وست[10](1953) 87%  لغات یک متن غیرعلمی و 80% یک متن علمی متوسط را تحت پوشش قرار می دهد(نیشن، 1990). لوفر(1992) در تحقیق روی فراگیرانی که زبان دوم را می آموختند دریافت که دانستن حداقل 3000 واژه برای خواندن موثر در سطح دانشگاه لازم است، در حالیکه دانستن5000 واژه احتمالا باعث موفقیت تحصیلی خواهد شد. یک روش برای تخمین زدن میزان لغات استفاده ازآزمون تعیین سطح لغت نیشن(1990) یا یک آزمون سیاهه مقابله است که در آن از فراگیران خواسته می شود تا لغاتی که می دانند بر روی لیست علامت بزنند (رید، 1988؛ میرا، 1992، 1996).
در تحقیق حاضر، رابطه بین دوزبانگی فراگیران زبان دوم و موفقیت آنها دریادگیری واژگان زبان مقصد، مورد مطالعه قرار خواهد گرفت. لذا، فرضیه صفر زیر مطرح می شود:
فرضیه صفر: دوزبانگی فراگیران تاثیری در عملکرد آنها در یادگیری واژگان انگلیسی ندارد.
بیشتر تحقیقات قبلی در باره دو زبانگی (به منابع بالا مراجعه کنید) روی زبانهای اروپایی تمرکز نموده اند. اهمیت تحقیق حاضر در این حقیقت نهفته است که در آن سه زبان غیر اروپایی ارمنی، ترکی آذری و فارسی در نظر گرفته شده و تاثیر این زبانها در یادگیری انگلیسی بعنوان یک زبان بیگانه بررسی خواهد شد. بنابراین، انتظار می رود برای پژوهشگرانی که در این زمینه فعالیت می کنند مفید واقع شود.
1-     روش
1-2. شرکت کنندگان
سه گروه از دانش آموزان دختر در سه مرکز مختلف پیش دانشگاهی، (در هر گروه 30 نفر) در این تحقیق شرکت نمودند: گروه A، دانش آموزان دو زبانه ترک-فارس بودند که فقط  به صورت علمی به زبان فارسی  در تبریز(یک شهر ترک زبان ایران) تحصیل می کردند؛ گروه B دانش آموزان دوزبانه فارس-ارمنی بودند که به هر دو زبان  به صورت علمی در تهران تحصیل می کردند، و گروه C دانش آموزان تک زبانه فارس بود. دانش آموزان گروه A  و گروه B دوزبانه های نتیجه ای بودند چون  فارسی را بعد از اکتساب زبان مادری شان ترکی آذری و ارمنی یاد گرفته بودند. دانش آموزان گروههای B و C در تهران تحصیل می کردند. شرکت کنندگان به دو دلیل از میان دختران انتخاب شدند: (1) دانش آموزان پسر به تعداد کافی در دسترس محققان نبود و (2) هدف این بود که جنس نیز به عنوان یک متغیر در تحقیق کنترل شود. دانش آموزان دوزبانه بر اساس اطلاعات بدست آمده از خود آنها، آنانی بودند که والدینشان نیز دوزبانه بوده و در محیط خانه از هر دو زبان استفاده می کردند. شرکت کنندگان در هر سه گروه از نظر وضعیت اجتماعی-آموزشی، وضعیت اقتصادی-اجتماعی، نوع مدرسه، روش تدریس مورد استفاده در مدارس، میزان ساعات اختصاص یافته برای آموزش انگلیسی و سن مشابه بودند. شایان ذکر است که به علت متمرکز بودن سیستم آموزشی در ایران کتابهای درسی و روش تدریس در سراسر کشور یکسان می باشد.
2-2. ابزار تحقیق
ابزاری که در این تحقیق برای سنجش میزان موفقیت یادگیری واژگان استفاده شده؛ آزمون توانایی مولد کنترل شده(CPAT) در سطوح 2000 و 3000 واژه می باشد. این نوع تست قبلا در بررسی[تاثیر] غنای واژگانی در نوشتن استفاده شده است (لوفر و نیشن، 1999). انگیزه اصلی استفاده از آزمون تعیین سطح واژگان (نیشن،1990) این است که می توان دید که لغات انگلیسی  (و در حقیقت هر زبانی) شامل سطوحی بر حسب میزان استفاده می باشد و اینکه واژگان مولد میزان آگاهی را نشان می دهد.
سی و شش پرسش مولد کنترل شده از سطوح لغات 2000 و 3000 واژه ای (18پرسش برای هر سطح)، که قبلا توسط لوفر و نیشن (1999)  بکار رفته بود، در تحقیق حاضر استفاده شده است. برای هر پرسش، جمله معنی داری ارائه شده و حروف آغازین پرسش هدف داده شده است. حروف آغازین به آزمون دهندگان کمک می کند تا از پر کردن جاهای خالی با لغاتی که از نظر معنایی برای جمله داده شده مناسب ولی از نظر سطح تکرار متفاوت هستند خودداری کنند. تعداد حروف [داده شده] برای هر لغت با حذف جایگزین های احتمالی  لغت مورد نظر انجام گرفت. سیستم نمره دهی برای آزمون لغت بر حسب درست/غلط برای هر پرسش بود. اشتباهات جزئی املایی، غلط محسوب نشدند.
3-2. تشریح نتایج
برای امتحان کردن فرضیه، تست معتبری با سطوح 2000 و 3000 واژه ای با 36 پرسش (18 پرسش برای هر سطح) انتخاب شد. آزمون برای 90 دانش آموز انگلیسی برگزار شد. سپس برای پی بردن به اینکه آیا دوزبانگی تاثیری در موفقیت یادگیری واژگان زبان هدف دارد یا نه، نتایج مورد تحلیل آماری قرار گرفت. میانگین نمرات سه گروه از طریق تی تستهای چند گزینه ای مقایسه شد. همانطور که جدول شماره یک نشان می دهد، دو گروه دوزبانه بطور معنی داری بهتر از گروه تک زبانه فارس زبان عمل نموده اند. لذا، فرضیه خنثی که می گفت دوزبانگی دانش آموزان هیچ تاثیری در عملکرد آنها در یادگیری واژگان انگلیسی ندارد با اطمینان رد می شود.
DF
T-crit
T-obs.
مقایسه
تعداد(N)
 
(SD)انحراف معیار
(Mean)میانگین
Group))
 
30
38/2
16/16
ترک
30
45/3
61/17
ارمنی
30
89/3
25/14
فارس
58
021/2
8344/2
ترک و فارس
 
58
021/2
5394/3
ارمنی و فارس
58
021/2
3068/1
ترک و ارمنی
               
 
 سپس با استفاده از آمار توصیفی عملکرد سه گروه در خرده آزمون های سطوح 2000 و 3000 واژه ای، مورد تحلیل قرار گرفت. همانطوری که جدول شماره نشان می دهد، هر سه گروه در سطح 2000 واژه ای بهتر از سطح 3000 واژه ای عمل نموده اند. علت در این حقیقت نهفته است که لغات در سطح 3000 واژه ای از لغات سطح 2000 واژه ای مشکلتر هستند. همچنانکه از جدول 2 بر می آید دو گروه دوزبانه در هر دو خرده آزمون بهتر از تک زبانه های فارس عمل نموده اند؛ با این وجود دو زبانه های ارمنی- فارس عملکرد بهتری نسبت به دوزبانه های ترک- فارس داشته اند. علت این است که دانش آموزان ارمنی هم زبان اول و هم زبان دوم را به صورت آکادمیک و شفاهی آموخته اند؛ در حالیکه دانش آموزان ترک، زبان اول [زبان مادری] را فقط به صورت شفاهی در شرایط طبیعی یاد گرفته اند.
 
 
 
جدول 2
آمار توصیفی عملکرد سه گروه در خرده آزمون های لغت
تعداد شرکت کننده
بیشترین نمره
کمترین نمره
واریانس
انحراف معیار
میانگین
خرده آزمون ها
گروه
30
30
00/15
00/12
00/5
00/3
82/5
03/5
41/2
24/2
10/10
07/6
2000واژه
3000واژه
ترک
30
30
00/18
00/12
00/5
00/2
32/12
07/9
51/3
01/3
77/10
37/6
2000واژه
3000واژه
ارمنی
30
30
00/16
00/14
00/2
00/1
00/16
50/9
00/4
08/3
74/8
13/5
2000واژه
3000واژه
فارسی
 
 
 
 
2-    نتایج
نتایج تحلیل داده ها نشان می دهد که دوزبانگی دانش آموزان تاثیر مثبتی در فراگیری واژگان زبان سوم دارد. بنابراین، فرضیه خنثی که حاکی از این بود که دوزبانگی تاثیری در عملکرد شرکت کنندگان در یادگیری واژگان ندارد، رد می شود. این تحقیق، یافته تحقیقات دیگر را مبنی بر تاثیر مثبت دوزبانگی در یادگیری کارآمدتر زبان بیگانه(لری و لاپورتا،1971؛ کومینس،1979؛ ایسنستین،1980؛ رینگبوم،1985؛ توماس،1988؛ والنسیا و سنوز،1992؛ زوبل،1993؛ کلین،1995؛ سانز،2000؛ هافمن،2001)، تایید می کند. با این وجود، دانش آموزان ارمنی که هر دو زبان اول و دوم (ارمنی و فارسی) را هم بصورت آکادمیک و هم بصورت شفاهی فرا گرفته اند بسیار موفق تر از دانش آموزان ترک که زبان اولشان[ترکی] را فقط بصورت شفاهی در شرایط طبیعی یاد گرفته اند، عمل نموده اند. این یافته مطابق با یافته توماس(1988) است که ادعا می کند دوزبانه هایی که مهارتهای خواندن و نوشتن را در هر دو زبان اول و دوم دارند در انواع مختلف آزمونهایی که نیاز به  دستکاری زبان  دارد، عملکرد بهتری دارند. این تحقیق پیامدهای عملی و نظری چندی در زمینه آموزش زبان دارد، و پایه های بهبود کیفیت فعالیتهای آموزش واژگان زبان اول، دوم، و سوم را فراهم می کند.
نتایج نشان می دهد که دوزبانگی تاثیر مثبت زیادتری در موفقیت یادگیری واژگان زبان سوم خواهد داشت؛ در صورتیکه هر دو زبان [اول و دوم] به طور رسمی تدریس شوند، هم چنانکه در مورد دوزبانه های ارمنی- فارس اجرا می شود. بنابراین، پیشنهاد می شود که ترکی نیز در سالهای اول در برنامه آموزش رسمی گنجانده شود. به والدین نیز توصیه می شود که دوزبانگی را در محیط خانواده حفظ نموده و کودکان را به استفاده از هر دو زبان تشویق و ترغیب نمایند.
 
 
  
 
 

 

[1] -این تحقیق توسط دکتر محمد حسین کشاورز استاد دانشگاه و رئیس گروه زبانهای خارجی دانشگاه تربیت معلم تهران و حمیده آستانه دانشگاه خاتم تهران انجام شده است. نظر به اهمیت موضوع دوزبانگی و نقش آن در کارآمدی سیستم آموزشی به ترجمه آن اقدام شد.[مترجم]
[2] -referent                                                                                                                                                                       
[3] -metalinguistic
[4] -internalization
[5] -sensitivity
[6] - content knowledge
[7] -schema
[8] -analogical reasoning
[9] - extensive reading and listening
[10]-Wests General Service List
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 9:21 توسط مهدی سعید بنادکی |