دکتر هرمز میلانیاندکتر هرمز میلانیان

دكتر هرمز ميلانيان [متولد ۱۳۱۶] فرزند ناخداحسن ميلانيان فرمانده ناوي است كه در حمله متفقين به ايران، دفاع از آبادان را به عهده داشت و در جريان اين حمله، زخمي و بعد در تهران درگذشت. او تحصيلات دوره كارشناسي اش را در ايران و زير نظر استاداني چون فروزانفر، همايي، معين و خانلري گذراند و بعد به فرانسه رفت تا دوره كارشناسي ارشد و دكتراي خود را در «سوربن» و زيرنظر آندره مارتينه ـ زبان شناس مشهور فرانسوي ـ بگذراند. ميلانيان طي دهه پنجاه با فرهنگستان زبان ايران همكاري نزديك داشت و بعضي از واژه هاي پيشنهادي آن فرهنگستان [نظير «رسانه»] كه اينك همه گير شده اند از پيشنهادات او بوده است. از او تاكنون [علاوه بر مقالاتي كه در نشريات تخصصي به چاپ رسيده] يك تأليف [گسترش و تقويت فرهنگي زبان فارسي ـ ۱۳۵۱] و دو ترجمه [مباني زبان شناسي عمومي و تراز دگرگوني هاي آوايي؛ هر دو از آندره مارتينه و در ۱۳۸۱] منتشر شده است. در اين گفت وگو كه به انگيزه اجراي رسمي قانون بيگانه زدايي از حيطه واژگان كاربردي پارسي (مصوبه ۷۸) صورت گرفت، ميلانيان بيشتر مدافع عملكرد فرهنگستان زبان بود. او به مرزهاي زباني همچون مرزهاي جغرافيايي مي نگرد.

(به نقل از سایت رسمی مجله بخارا)سـال‌ 1317، سال‌ بازگشت‌ و استخدام‌ دكتر محمد مقدم‌، نخستين‌ زبان‌شناس‌ ايراني‌ ـ به‌ مفهوم‌ امروزين‌ـ در دانشگاه‌ تهران‌ بود. دكتر مقدم‌ كه‌ زبان‌شناسي‌ را در دانشگاه‌ پرينستون‌ آموخته‌ بود، با تدريس‌ اين‌ درس‌ در رشته‌ ادبيات‌ فارسي‌، نخستين‌ گام‌ها را در آموزش‌ اين‌ علم‌ در ايران‌ برداشت‌. به‌ همراه‌ شاگردانش‌ ـ دكتر صادق‌ كيا و دكتر جمال‌ رضايي‌ـ دست‌ به‌ انتشار نخستين‌ نشريه‌ مطالعات‌ زباني‌ كشور به‌ نام‌  ايران‌ كوده‌  زد و مطالعات‌ گويش‌هاي‌ ايراني‌ را به‌ عنوان‌ موضوعات‌ رساله‌هاي‌ دكترا تشويق‌ كرد. او توانست‌ در سال‌ 1342 پس‌ از مدت‌ها كلنجار و كوشش‌، گروهي‌ مجزا در دانشكده‌ ادبيات‌ براي‌ تدريس‌ دروس‌ زبان‌شناسي‌ همگاني‌ و فرهنگ‌ و زبان‌هاي‌ باستاني‌ ايجاد كند. در همان‌ سال‌ها، كساني‌ كه‌ با عزم‌ و ارادة‌ تحصيل‌ زبان‌شناسي‌ به‌ اروپا رفته‌ بودند، يك‌ به‌ يك‌ بازگشتند و اين‌ گروه‌ نوپا را دچار تحول‌ و پويايي‌ كردند. شايد بتوان‌ گفت‌ كه‌ دكتر هرمز ميلانيان‌ نخستين‌ مدرسي‌ بود كه‌ پس‌ از اتمام‌ تحصيل‌ خود در فرانسه‌ نزد آندره‌ مارتينه‌ (زبان‌شناس‌ نقش‌گراي‌ فرانسوي‌ و عضو مكتب‌ زبان‌شناسي‌ پراگ‌) به‌ عنوان‌ مدرس‌ «زبان‌شناسي‌ عمومي‌ مدرن‌» در دانشگاه‌ تهران‌ شروع‌ به‌ كار كرد؛ چرا كه‌ استادان‌ قديمي‌تر گروه‌ (دكتر محمد مقدم‌، دكتر صادق‌ كيا، دكتر پرويز ناتل‌ خانلري‌، دكتر جمال‌ رضايي‌ و دكتر سيف‌الدين‌ نجم‌آبادي‌) گرايش‌هاي‌ زبان‌شناسي‌ تاريخي‌ داشتند و لازم‌ بود كه‌ گرايش‌هاي‌ نوين‌ زبان‌شناسي‌ ـ يا به‌ عبارت‌ درست‌تر: زبان‌شناسي‌ همگاني‌ امروز ـ توسط‌ استادان‌ جوان‌تري‌ در گروه‌ تدريس‌ شود.

 همكاري‌ دكتر هرمز ميلانيان‌ با دانشگاه‌ تهران‌ از سال‌ 1344 آغاز شد و تا زمان‌ پيروزي‌ انقلاب‌ ادامه‌ يافت‌. دكتر ميلانيان‌ پنجمين‌ مدير گروه‌ زبان‌شناسي‌ و زبان‌هاي‌ باستاني‌ در تاريخ‌ اين‌ دپارتمان‌ در دانشگاه‌ تهران‌ است‌ كه‌ پس‌ از دكتر محمد مقدم‌، دكتر ماهيار نوابي‌، دكتر جمال‌ رضايي‌ و دكتر سيف‌الدين‌ نجم‌آبادي‌، در اوايل‌ انقلاب‌ ايران‌ عهده‌دار اين‌ سمت‌ بوده‌ است‌. بسياري‌ از استادان‌ فعلي‌ و نام‌آور زبان‌شناسي‌ كشور، شاگردان‌ مستقيم‌ او بوده‌ و با او رساله‌هاي‌ خود را گذرانده‌اند. اگرچه‌ نام‌ دكتر ميلانيان‌ بر جلد 25 رساله‌ زبان‌شناسي‌ حك‌ شده‌ است‌، اما اكثر دانش‌آموختگان‌ آن‌ زمان‌ ـ چنانكه‌ از بسياري‌ از خودشان‌ شنيده‌ام‌ ـ دكتر ميلانيان‌ را راهنماي‌ غيررسمي‌ ـ و گاه‌ اصلي‌ ـ خود مي‌دانند. بيست‌ و پنج‌ رساله‌ رهبري‌ شده‌ توسط‌ ايشان‌ به‌ ترتيب‌ نام‌ نويسندگان‌ عبارت‌اند از:

 * احمد ابريشمي‌، «ترجمه‌ بخش‌ سوم‌ از كتاب‌  زبان‌ و تفكر  اثر نوام‌ چامسكي‌»، 1351.

 * مهشيد اشتري‌، «بررسي‌ صوري‌ و معنايي‌ روندهاي‌ تركيب‌ و اشتقاق‌ در  شاهنامه‌ فردوسي‌»، 1358. لازم‌ به‌ ذكر است‌ كه‌ اين‌ عنوان‌، عنوان‌ مشترك‌ پايان‌نامه‌هاي‌ كمال‌ بهروزي‌ (1357) محمد دبير مقدم‌ (1356) و مريم‌ فروغ‌ (1357) نيز بوده‌، كه‌ در آنها هر دانشجو بخشي‌ از  شاهنامه‌  را مورد بررسي‌ قرار داده‌ است‌.

 * شهين‌ اورنگ‌، «بررسي‌ يك‌ آزمون‌ املايي‌»، 1354. اين‌ عنوان‌، بر پايان‌نامه‌ شهپر حاج‌ سيدجوادي‌ (1354) هم‌ ديده‌ مي‌شود.

 * محمد صادق‌ تفضلي‌، «بررسي‌ گويش‌ تركمني‌». بي‌تا.

 * ثريا خوانساري‌، «پژوهشي‌ املايي‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ گرايش‌هاي‌ اصلي‌ خط‌ فارسي‌»، 1354.

 * فريده‌ جهانشاهي‌، «ترجمه‌ سه‌ فصل‌ از كتاب‌ زبان‌شناسي‌ ساختماني‌ و ارتباط‌ بشري‌»، 1349.

 * علي‌ اكبر رياضي‌، «تحقيق‌ دربارة‌ واژه‌ها و تركيبات‌ خاص‌ كتاب‌  ارشاد الزراعه‌ تأليف‌ قاسم‌ بن‌ يوسف‌ ابونصري‌ هروي‌»، 1350.

 * منيژه‌ رئيس‌ فيروزه‌، «خودآموز زبان‌ فارسي‌ براي‌ بيگانگان‌ براساس‌ روش‌ Deutsche Sprachlehr fr Auslnder(1) ، 1354. سيمين‌ كريمي‌ حقيقي‌ نيز پژوهشي‌ مشابه‌ را در سال‌ 1355 بر اساس‌ جلد دوم‌ اين‌ كتاب‌ انجام‌ داده‌ است‌.

 * ساسان‌ سپنتا، «كاربرد دستگاه‌هاي‌ الكترونيك‌ در بررسي‌ فيزيكي‌ آواهاي‌ زبان‌ و اندازه‌گيري‌ فركانس‌ صداي‌ خوانندگان‌ نيم‌ قرن‌ اخير در ايران‌»، 1347.

 * احمد سميعي‌، « ساخت‌هاي‌ نحوي‌  اثر چامسكي‌»، 1357.

 * مينو شيوايي‌، «ترجمه‌ سه‌ فصل‌ از كتاب‌  پيام‌ها و نشانه‌ها  از  Luis J. Prieto »، بي‌تا.

 * عنايت‌الله‌ صديقي‌ ارفعي‌، «توصيف‌ ساختمان‌ زبان‌ فارسي‌ براساس‌ نظريه‌ حالت‌»، 1357، (رساله‌ دكترا).

 * منيژه‌ كامياب‌، «بررسي‌ آماري‌ گونه‌هاي‌ مختلف‌ املايي‌ در كتاب‌  كار نويسنده‌ نوشته‌ ايليا ارنبورگ‌»، 1352.

 * ثريا معيري‌، «بررسي‌ گويش‌ شهر بم‌»، 1346.

 * توران‌ معيني‌، «بررسي‌ آفازي‌ از نظر زبان‌شناسي‌»، 1347.

 * شهلا ميرهادي‌، «گردآوري‌ دو گويش‌ درياسر و كيتگر ورزل‌»، 1347.

 * ليلا ناصح‌ لطف‌آبادي‌، «زبان‌ آموزي‌ كودكان‌ عقب‌مانده‌ ذهني‌»، 1357.

 * فريده‌ نزاكتي‌، « ساخت‌هاي‌ زباني‌ در شعر : اثر ساموئل‌ لوين‌»، 1350.

 علاوه‌ بر اينها، برابرنهادهاي‌ پرشماري‌ از اصطلاحات‌ فني‌ زبان‌شناسي‌ نخستين‌ بار توسط‌ او به‌ كار رفته‌اند، مانند آميزه‌  (amalgam) ، اصوات‌ پاشيده‌  (hushing sounds) ، اقتصاد زباني‌  (linguistic economy) ، پاشيده‌  (spirant) ، تكواژ  (moneme) ، تقابل‌ (opposition) ، توزيع‌  (distribution) ، گونه‌ وابسته‌  (combinatory allophone) ، هم‌نشيني‌  (syntagmatic) ، جانشيني‌  (paradigmatic) ، مرزنمايي‌  (demarcation) ، نام‌آوا (onomatopoeia) ، نقش‌پذير  (dependant) ، نواخت‌ خطي‌  (melodic tone) ، واج‌ شامل‌ (arche phoneme) ، واژه‌بست‌  (enclitic) ، همزماني‌  (synchronic)  و گشتار (transformation) .

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 15:34 توسط مهدی سعید بنادکی |